هوا بس ناجوانمردانه سرد است

باب اول: ضمن تسلیت به خانم متولی عزیز، از تمام همشهریان ساروی خواهشمندم حتما وبلاگ سکوت مهربانترین پدر دنیا را بخوانند. واقعا جای تاسف دارد که کادر درمانی بیمارستان شفای ساری اینقدر بی مسئولیت نسبت به جان همشهریان خود باشند.

باب دوم: نحوه مقابله با آزادی بیان خانم ها به شیوه البته غربی اش، بمیرم برای بروبچ فمینیست وقتی این صحنه را تماشا می کنند. به نظر شما درد مدل غربیش بیشتره یا شرقی اش؟؟؟

باب سوم: و باز هم جرج کوچولوی خودم در حال سوتی دادن. آدم پونزده تا شاخ با بیست و هفت تا دم در می آره وقتی می بینه این امریکایی ها به کی رأی داده اند. بعد هی پدرسوخته های یانکی به ما بند می کنند که شماها چرا مثل ما رأی نمی دین و چرا اصلأ رأی نمی دین !!! ( لینک از مهرداد عزیز )

باب چهارم: دولتی شدن سایت پرشین بلاگ را به دست اندرکاران آن تبریک و به استفاده کنندگان آن تسلیت عرض می نمایم. برایم از لحاظ احساسی شاید خیلی مشکل باشد ولی انگاری کم کم باید به فکر کوچ از این دیار باشیم. ولی خوب از عطا، رضا و بهرنگ عزیز هم کمال تشکر را دارم که این چند سال دردسرهای من را تحمل نمودند. و امیدوارم در جایی شایسته این عزیزان، زحماتشان را سپاس بگوییم. البته جایی مردمی و متعلق به خود بلاگرها، نه مکانی دولتی و مافیا بازی..... ( راستی اگر کسی توانست برایم دامین و هاست رایگان تهیه کند ممنون می شوم چون خیلی غیرمنتظره این اتفاق افتاد و من..... البته اگر عطای عزیز اجازه بدهد تا دوم مرداد که دومین سالگرد نوشتنم در پرشین بلاگ بوده، بمانم و سپس رخت سفر برکشم )

باب پنجم: آقای رحیم عبادی عزیز، ریاست محترم سازمان ملی جوانان، واقعأ متأسفم و من را ببخشید از اینکه آینده را نمی توانم زیبا و قشنگ ببینم و امیدوارم حداقل جوانان نسل سوم، چهارم، پنجم و..... این کشور به درد ما نسل دومی ها گرفتار نشوند.

باب ششم: دیگر عرضی نیست، برویم سر نفس کشیدنمان که هوا بس ناجوانمردانه سرد است....

/ 8 نظر / 3 بازدید
mollah

هوا خيلی پس است!

webcharkh

سلام.. کاش ادامه ميدادی چون هوای الان خوبه..حس ميده برای خوندن مطالبه دوستان

آرمین گیله مرد

سلام ...بدجوری سرد هست .. جرج کوچولو که دوباره افتاد و زد دک و پوزش را خونین کرد .... یعنی تمام نام و پاسوردها افتاد دست دولت!!!!

صلح

سال‎‎های اصلاحات دوم خردادی از نظر زمانی کوتاه بودند، شش يا هفت سال، کمی بيش‎‎تر، کمی کم‎‎تر، فرقی نمی‎‎کند، اما اين سال‎‎ها مانند هر سالی که جمهوری اسلامی از سر گذرانده هر يک قرنی برای مردم ايران به درازا کشيدند. زيرا در اين سال‎‎‎ها مانند تمام سال‎‎‎های جمهوری اسلامی حق کارگر پايمال شد و حق تشکل مستقل نيافت، زن کماکان نيمه‎‎‎‎انسان محسوب شد، جوان بی‎‎‎‎آينده و محروم از جنب و جوش و شادی باقی ماند، معلم فقيرتر شد و سرکوب گشت، روزنامه بسته شد، مخالف سياسی سلاخی شد، وکيل خانواده‎‎‎‎اش زندانی شد، دانشجوی معترض در سياهچال شد تا ديگر پيراهن خونين دوستش را بردست نگيرد، دست‎‎‎‎ها قطع شد، سرها بر دار رفت و ... (می‎‎‎‎توان سطرها و خط‎‎‎‎ها ادامه داد اين مصايب را)، خلاصه اين که در سال‎‎‎‎های اصلاحات دوم خردادی جمهوری اسلامی طالبانی بر جای ماند ...

طبرستان

سلام دوست عزيز از اينکه اسم ما را از ليست سياه پاک کرديد ناراحتم

Masen

Farhad jan, ame shemli rika, Ay cheti bayyeh? ay dari nelh kenni kon, Ama che giri daketemih, Dolati va mafiayi bayyeh, bedarek, maghe ta hala nayyeh, to on mamlekete kherab hamechi dolati ( jadidan bayad inaro az ham sava kard, Dolati, Hokomati, Dolate Movazi...) bieh . Dostdare te weblog, Masen

zahra

سلام آقا فرهاد يکجورايی ما هم شمالی هستيم يعنی رشتی.هوای منو هم داشته باش .وقت کرديد يه سر به صفحه من هم بزنيد.خوشحال ميشم.بازم ميام.

saba

از لطفتون ممنون خيلی خيلی منون