پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

این فتوشاپ نیست!!!

 

 

وسط بازی یه ربع بود میخواستم برم دستشویی نمی تونستم. می ترسیدم چند تا گل آلمان رو از دست بدم!

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٤:٤٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ تیر ۱۳٩۳


اوباما ترسوتر از جیمی کارتر

در حالیکه مدتی قبل رئیس جمهور اوباما حرف از خط قرمز برای حملات شیمیایی و نسل کشی در سوریه می زد، بر حسب شانس بد ایشان این اتفاق شوم حادث شد و حال تمامی جهان چشم به فرمان حمله نامحدود امریکا به سوریه توسط ایشان را دارند. حتی دشمنان امریکا نیز انتظار چنین فرمانی را دارند. اما در کمال ناباوری طی روزهای گذشته رئیس جمهور اوباما مدام در حال خریدن زمان برای عدم صدور این فرمان و یا تقلیل آن به یک حملات بی رمق برای جلوگیری از بی آبرویی امریکا را دارد. در هر حال به احتمال زیاد جیمی کارتر که ترسوترین رئیس جمهور امریکا محسوب می شود، کرسی ترسویی را به ایشان واگذار خواهد کرد.
طی روزهای آینده دولتمردان و ملل دنیا بویژه مردم امریکا چشم به دهان رئیس جمهور دوخته اند تا ببینند قدرت اول و دولت اول دنیا، ایالات متحده امریکاست یا روسیه.

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۱:۳٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۸ شهریور ۱۳٩٢


زندگینامه شهید احمد شاه مسعود


دفاع از اسلام و آرمانهای ملی همواره کانون پرورش شخصیتهای بزرگ و اسطوره‌های تاریخ جوامع اسلامی را تشکیل داده است. شهید «احمد شاه مسعود» در سال 1332 در بین کوههای سر به فلک کشیده سلسله جبال هندوکش چشم به جهان گشود. وی با توجه به تغییر محل مأموریت پدرش که از صاحب‌منصبان و نظامیان افغانستان بود دوران ابتدایی تحصیلات خودش را در شهر هرات گذراند و در کنار دروس رسمی مشغول فراگرفتن دروس دینی در مدرسه جامع هرات شد. دوران متوسطه و عالی را در مکتب استقلال کابل که به وسیله فرانسوی‌ها تأسیس و اداره می‌شد به پایان رساند و در سال 1352 با شرکت در امتحان کنکور وارد دانشکده پلی‌تکنیک شد و تا سال 1354 که تحت تعقیب پلیس داودخان قرار گرفت به تحصیل خویش ادامه داد.

 

در نوجوانی علاقه فراوان به تحصیل در دانشکده افسری داشت وگویا از اول، ضمیر ناخودآگاه او مسیر زندگی‌اش را مشخص کرده بود؛ اما به توصیه دوستان پدرش که سرخورده از نظام عسکری (ارتش) و ناراضی از مشکلات معیشتی بوده، از روزگار شکایت داشتند،‌ تشویق به ادامه تحصیل در دانشکده‌های طب یا مهندسی می‌شود و زمانی که یکی از دوستان جوانش عمارت زیبای پلی‌تکنیک کابل را نشان می‌دهد، علاقه‌مندی خود را برای ورود به آن دانشگاه کتمان نمی‌کند و به این ترتیب وارد دانشکده پلی‌تکنیک کابل می‌شود. همزمان با ورود به این دانشکده در سال 1352 رسماً عضویت نهضت اسلامی افغانستان را می‌پذیرد و در سال 1354 رهبری مبارزه در نخستین قیام پنجشیر در برابر حکومت وقت را به عهده می‌گیرد و در اولین قیام و مقاومت خود ناکام می‌ماند.

با وقوع کودتای منفور کمونیستی در اردیبهشت 1357 و آغاز جهاد علیه ملحدان، عصر دیگری در حیات سیاسی و مبارزاتی «احمد شاه مسعود» آغاز شده و با رهبری دسته‌های کوچک مجاهدین، عملاً در رهبری و زعامت جهاد شرکت می‌جوید.

مسعود در خرداد 1358 در رأس یک گروه از مجاهدین عازم پنجشیر شده و در 17 تیرماه 1358 با ایجاد نخستین هسته‌ منظم چریکی، فصل جدیدی را در تاریخ جهاد افغانستان می‌گشاید؛ در سال 1361 در پی شکست کامل دو تهاجم گسترده ارتش اتحاد شوروی سابق به پنجشیر، فرمانده کل نظامی روسها در افغانستان برای توافق آتش‌بس با احمدشاه مسعود وارد مذاکره شد که در واقع روسها با این توافق، مجاهدین را به عنوان یک طرف سیاسی رسماً پذیرفتند.

مسعود از فرصت به دست آمده حداکثر استفاده را می‌برد و در جهت تثبیت موقعیت مجاهدین و بالا بردن توان رزمی نیروهای جهادی، تلاش خستگی‌ناپذیری را آغاز می‌نماید. در ادامه این فعالیت‌ها در سال 1363 شورای نظارت را با دعوت و مشارکت فرماندهان ارشد 9 ولایت بنیان می‌نهد.

از سال 1358 تا سال 1367، هشت حمله ارتش متجاوز اتحاد شوروی سابق به دره پنجشیر منجر به ناکامی و شکست کامل دشمن شد و بدین ترتیب از سال 1367 به بعد پنجشیر برای همیشه در امان می‌ماند و متجاوز نیز دیگر جرأت ورود به دره استراتژیک پنجشیر را نیافت.

یک سال بعد از خروج آخرین نیروهای اتحاد شوروی از خاک افغانستان یعنی در سال 1990، به ابتکار احمدشاه مسعود شورای عالی فرماندهان ارشد جهادی کشور در شاه‌سلیم ولایت بدخشان تشکیل و تصمیمات مهمی را جهت اقدامات گسترده بعدی اتخاذ می‌نماید. در پی برگزاری اجلاس شاه‌سلیم در سال 1369 و بنا به دعوت رئیس ستاد ارتش پاکستان احمدشاه مسعود سفر کوتاه و تشریفاتی به پاکستان داشت که در آن زمان از جهات بسیار مهم و سرنوشت‌ساز بود.

در آوریل 1992، احمدشاه مسعود به عنوان فاتح کابل و قهرمان ملی کشور در میان شور و شعف زایدالوصف مردم پایتخت وارد کابل شد و چهار سال بعد یعنی در ساعت 3 بعدازظهر 26 سپتامبر 1996 برای جلوگیری از قتل و ویرانی بیشتر، دستور عقب‌نشینی از کابل را صادر نمود و با درایت خاص نظامی از تلفات و فروپاشی نیروی نظامی جلوگیری نمود.

در مرداد ماه 1378 زمانیکه کابلِ ویران سقوط نمود و همه‌امیدها و آرزوها بر باد می‌رفت، وی یکی از عملیات نظامی منحصر به فرد خویش را سامان داد و در مدت چند ساعت تمام مناطق از دست رفته را باز پس گرفت و از بزرگترین فاجعه انسانی و ملی جلوگیری نمود.

در فروردین 1380 بنا به دعوت رسمی رئیس پارلمان اروپا «نیکول فونتن» عازم فرانسه شد که این سفر را می‌‌توان طلوع زیبا و درخشان او در کهکشان سیاست بین‌المللی برشمرد و تأثیر شگرف و مهم آن را در سراسر جهان به خصوص در میان هموطنان نمی‌توان انکار کرد.

احمدشاه مسعود دارای چشمان نافذ، چهره جذاب، اراده قوی و اندام متناسب بود، رفتارش موقر و عطر معنویت در فضای حضورش به دلها آرامش و به روانها امید و اطمینان می‌بخشید. او به اشعار حضرت حافظ لسان‌الغیب شیراز علاقه فراوان داشت و به مولانا خداوندگار بلخ عشق می‌ورزید، سیر زندگی امام ابومحمد غزالی او را به تأمل و تفکر وامی‌داشت و به حکیم طوس ابوالقاسم فردوسی به دیده احترام می‌نگریست.

او یک شریعت‌مدار متدین و عارف عابد بود، هیچگاه نماز شب و ذکر سحرش ترک نمی‌شد. در همه احوال به خدایش توکل داشت، انسانی پارسا و مجاهدی متقی بود، متأسفانه اشتهار بین‌المللی‌اش در عرصه نظامی و سیاست باعث شد ابعاد گسترده معنوی شخصیت‌اش از نظرها پنهان بماند.

زبان مادری‌اش دری بود، زبان فرانسه را به روانی صحبت می‌کرد، به اردو و پشتو تکلم می‌نمود و با زبان عربی آشنایی داشت. کارشناسان نظامی و متخصصین بین‌المللی امور جنگ، او را در شمار نوابغ تاریخ نظامی جهان برشمرده و او را یکی از چریک‌های بزرگ  قرن حاضر دانسته‌اند.

سپهبد احمدشاه مسعود می‌توانست کشتی طوفان‌زده افغانستان را علی‌رغم تلاطمات خشن و بی‌رحم به ساحل امن و نجات هدایت کند. او می‌توانست نوید فتح و ظفر پایتخت افغانستان را همانند فتح افسانه‌ای کابل از یوغ چکمه‌پوشان ارتش سرخ یکبار دیگر از سلطه طالبان دگراندیش و تروریست به دست خویش برای مجاهدین اسلام بشارت دهد، افسوس که دستهای نامیمون خفاشان شب‌پرست نگذاشتند تا میوه شیرین این درخت تنومند جهاد و مقاومت اسلامی افغانستان به بار نشیند و آن مجاهد بزرگ سرانجام در ساعت 12:30 دقیقه 18 شهریور 1380 در خواجه بهاءالدین ولایت تخار در حال مصاحبه با دو تروریست عرب که خود را در لباس خبرنگار معرفی نموده بودند، در اثر یک سوء قصد انتحاری به شدت زخمی گردیده و در روز 24 شهریور به درجه رفیع شهادت نایل آمد و فردای آن روز پیکر پاک و مطهر اسطوره جاویدان و شهید عالی‌قدر راه استقلال و آزادی را، در حالی که هزاران تن از همرزمان مجاهدش همراهی می‌نمودند، با تشریفات کامل نظامی و با حضور مقامات عالی‌رتبه دولت اسلامی افغانستان در سریچه پنجشیر به خاک سپردند.

ظاهراً مسعود رفت و ما مانده‌ایم. اما او جاودانه شد، ما چگونه خواهیم شد.
سلامٌ عَلیه یَوْم وُلِدَ و یَوم یَموتَ و یَومَ یُبْعثُ حیّاً.
 
با تشکر از آقای محمدقاسم دانش ‌بختیاری ( دبیر دوم سفارت افغانستان در ایران و دبیر سیاسی شورای انسجام ملی افغانستان )

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۳:٤٥ ‎ق.ظ روز جمعه ٢۱ شهریور ۱۳۸٢


سوئد

عکس تزیینی نمی باشد! عکس همین خانمی هست که پایین حرفشو می زنیم!
طبق قوانین تابعیتی سوئد یک تبعه سوئد چنانچه در خارج از سوئد بدنیا آمده باشد و پس از بدنیا آمدن دارای هیچگونه پیوند قوی با سوئد نباشد تابعیت خود را هنگامی که به سن 22 سالگی برسد بصورت اتوماتیک از دست میدهد. این افراد چنانچه مایل باشند که تابعیت سوئدی خود را حفظ کنند میبایست قبل از پایان سن 22 سالگی تقاضایی را به مقامات دولتی سوئد تسلیم کنند و خواهان باقی ماندن در تابعیت سوئدی خود شوند. پس از تسلیم این تقاضا و بررسی اینکه متقاضی با وجود متولد شدن و زندگی در خارج از سوئد هنوز با کشور سوئد دارای پیوند قوی است وی در تابعیت سوئد باقی خواهد ماند و در غیر اینصورت تابعیت سوئدی خود را از دست خواهد داد . یکی از این بررسیها که اخیرا در سفارت سوئد در پاریس به انجام رسیده مورد توجه مطبوعات سوئد قرار گرفته و انتقاداتی گسترده نیز از آن بعمل آمده است. "آنا سه ون برو" دختر 22 ساله سوئدی که پدر سوئدی دارد اما در فرانسه متولد شده و در آنجا زندگی کرده است چندی پیش به سفارت سوئد در پاریس مراجعه میکند تا قبل از پایان سن 22 سالگی تقاضای خود را جهت باقی ماندن در تابعیت این کشور تسلیم مقامات سفارت کند و بدین ترتیب دو تابعیت فرانسوی و سوئدی خود را حفظ نماید. در مصاحبه ای که در سفارتخانه جهت بررسی پیوند او با سوئد انجام شد از جمله از وی خواسته شد که آواز "قورباغه کوچولوها" را بخواند. توضیح اینکه آواز "قورباغه کوچولوها" در سوئد مانند آواز کودکان "یه توپ دارم قلقلیه!" در ایران معروف است. خانم "گونیلا جانیر بنه بری" از سفارت سوئد در پاریس میگوید که دانستن آواز "قورباغه کوچولوها" معیار خوبی برای دانستن میزان پیوند شخص با فرهنگ سوئد است. او میگوید از دیگر سوالهایی که او در این مصاحبه میپرسد شناختن "پی پی جوراب بلنده" قهرمان داستان مشهور نویسنده فقید سوئدی داستانهای کودک " آسترید لیندگرن" و نیز سوالاتی در مورد تاریخ و فرهنگ سوئد است. "آنا سه ون برو" دختر 22 ساله سوئدی که این مصاحبه با وی صورت گرفت آن را توهین آمیز خواند و گفت که این مسخره است که یک آدم 22 ساله در مصاحبه برای حفظ تابعیت سوئدی خودش در سفارتخانه آواز "قورباغه کوچولوها" را بخواند.
-----------------------------------------------------

نتیجه غیر اخلاقی پسر شمالی:
باز خدا پدر سوئدی هارو بیامرزه، اون دفعه که ما رفته بودیم جزایر قناری در اقیانوس آرام، در بدو ورود از ما خواستن که یک چهچهه ای همچون قناری بزنیم تا اجازه دخول بدن، وقتی هم برگشتیم ایران لب مرز بازرگان گفتن باید از اول تا آخر شاهنامه فردوسی را از بر بخونی تا راهت بدیم.
-----------------------------------------------------

نتیجه خیلی اخلاقی پسر شمالی:
آهای ملت اگه روزی روزگاری ما در این ممالک محروسه ایران به نون و نوایی رسیدیم و وزیری یا وکیلی شدیم، از آبدارچینوی قشنگ خودمان یک ابلاغ می کنیم به همه سفارتخانه ها که بجای شعر "یه توپ دارم قلقلیه" شعر "آقا پلیسه" را از خلایق مخصوصأ این دانشجوهای شیطون بلا بپرسن که حساب کار دستشون باشه. اگر هم بلد نبودن عیبی نداره شعر "لباس شخصیه" را بخونن، تازه جایزه هم بهشون می دیم.
-----------------------------------------------------

شب شعر در آبدارچینوی پسر شمالی:
دو شعر از ادیب پسر شمالی تقدیم به ادیب دانشجویان گرامی،

آقا پلیسه
شبا که ما می خوابیم
آقا پلیسه بیداره
ما خوابه خوش می بینیم
پلیس فکر شکاره
آقا پلیسه زرنگه
دستبند به دزد می بنده
ما پلیس رو دوست داریم
بهش احترام می ذاریم

لباس شخصیه
شبا که ما می خوابیم
آقا لباس شخصی بیداره
ما خوابه دانشگاه و امتحان می بینیم
لباس شخصی خواب مارو
لباس شخصی زرنگه
اسپری فلفل به دست می جنگه
ما لباس شخصی رو دوست نداریم
اما بهش احترام می ذاریم

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ تیر ۱۳۸٢