پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

نامه به عطا پرشين بلاگی

پرشین بلاگ، اولین سرویس وبلاگ ویژه فارسی زبانان
نامه ای به عطا خلیقی،
سلام عطا حالت چطوره، حال ما که خوب است. ملالی نیست جز دوری شما. حال دوستات چطوره اه باز یادم رفت اسمشون چی بود. آهان رضا و بهرنگ نمی دونم چرا اسم این دوتا را همش یادم میره. تو می دونی چرا؟ خودم یادم افتاد آخه پارسال تابستون که یک جوجه وبلاگ نویس بودم و سه روز بود وبلاگ می نوشتم یک نامه به مدیریت پرشین بلاگ زدم که آقا وبلاگ منو ببینین چه توپه ! و تو هم با اون همه مشغله کاری جوابم را دادی و تشویقم کردی. برای همین اسم تو را هیچوقت یادم نمی ره. به نظر من اشتباه کردی و باید امضای نامه اسم هر سه تا تون را می نوشتی تا من هیچوقت
رضا و بهرنگ را هم از خاطر نبرم. دیشب یاد اون  اندام چاق تو افتادم و با خودم گفتم ای خدا من شمالی ام، عطا هم شمالیه. پس چرا اون چاقه و من لاغر. بعدشم فکر کردم اگر خدا بیست کیلو از تو را به من بده، هم تو خوشتیپ میشی و تو دل برو، هم من با این چشمای سبزم، بیشتر نگاه هارو به خودم جذب می کنم. ولی من که دوربين وب کم ندارم ( چه ربطی داشت ). اصلا می دونی چیه تو حق من و اون ده بيست هزار نفری که پرشين بلاگی هستند خوردی!
عطا دیشب نتایج مسابقه انتخاب وبلاگ های برتر منتشر شد و من در گروه خودم نفر اول شدم. حالا باید چیکار کنم؟ خودم هم نمی دونم باز تو با بچه معروف ها زیاد گشتی و بهتر سر در میاری از این چیزا..... اصلأ تقصیر تو هست که اون روز گرم و شرجی تابستون شمال در ایمیلت منو تشویق کردی و به این روز انداختی..... البته مقصر اصلی خورشید خانوم بودش، اینقدر از اتوبان و اتوبان گردی های تهرون و رنگ نارنجی گفتش که کلافه شدم و شدم وبلاگ نویس ( بازم چه ربطی داشت )
عطا دستم به دامنت، من پرشین بلاگی ام و
مرحله دوم با این همه دات کامی چطوری رقابت کنم می ترسم این دفعه دیگه ببازم. صد دفعه دوستام به من گفتن بیا دات کامی بشو، کانترت بالاست بهت هاست رایگان می دن و من گوش نکردم. صد دفعه بهم گفتن بچه جون این اسکریپت را بگیر و بچپون در قالبت تا تبلیغ پرشین بلاگ اون بالا ظاهر نشه و اسم و عکس خوشگلت را همه ببینن ولی راضی نشدم. هزار دفعه بهم گفتن پرشین چیه بی کلاسیه بیا سایت خارجی، گفتم من ایرانیش را دوست دارم با همه بدی هاش. بنده خداها شاید بعضی چیزها را راست می گفتن. بطور مثال بلاگ اسپات و بلاگ اسکای امکاناتی دارد که برای خود منهم جالب است و از مدتها پيش يک وبلاگ تست هم روی آنها داشتم. ولی خوب چه جوری بگم که دوستام نمی دونستن که..... خوب من با پرشین بلاگ بزرگ شدم، من با پرشین در شادی هايم، خندیدم، من با پرشین در غصه هايم، گریه کردم و بالاخره با پرشین.....، معروف که نه اصلأ اول! شدم.

عطا..... لامصب یک چیزی بگو..... اصلأ ولش کن.... ملالی نیست جز دوری شما.
امضاء
پسر شمالی (نه امضام اينجوری خوب نيست)
irannorth.persianblog.ir (فکر کنم اينجوری بهتر باشه)

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٦:۱٦ ‎ق.ظ روز جمعه ٥ دی ۱۳۸٢