پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

ستاره آی ستاره، بگو يارم کجايه؟

باب اول: جو گرفت تیتر بالا را نوشتم، هول نشوید بابا عاشق نشدم. داشتم آهنگ ستاره از افشین را گوش می کردم.
باب دوم: حکایت وبلاگ من هم شده مثل شهرداری ساری! یک روز مواد اولیه اسفالت نیست، یک روز کارگرای مسئول اسفالت نیستن. یک روز هم که جفتش هست این فرغونی که می خوان باهاش اسفالت بریزن گم شده. حالا وبلاگ من هم یک روز مخابرات ایران ریپ می زنه و ناز می کنه، یک روز هم مثل همین چند روز گذشته پرشین بلاگ فاز نمی ده! یک روز هم که با خودم خوددرگیری دارم و حال نوشتن ندارم. سایر حوادث طبیعی و غیر طبیعی هم که جای خود دارد تا یک هفته ننوشتن را باعث شود.
باب سوم: یک شلوار جین و یک پیراهن شکلاتی از خواهر و برادر بزرگم کادو گرفتم. یک دونه پیراهن هم دخترخاله ام شیدا از مکه برایم سوغاتی آورد. از همه شون ممنون هستم.
باب چهارم: پیام بازرگانی: قابل توجه نامزدهای انتخابات مجلس هفتم با ده میلیون تومان دستمزد ورود شما را به مجلس تضمین می کنم.
باب پنجم: دوستان عزیزم مرا ببخشند اگر همیشه فرصت ندارم برایشان کامنت بگذارم ولی مطمئن باشند که وبلاگ هایشان را همیشه می خوانم. آخه چون اکثر اوقات آفلاین مطالعه می کنم، کامنت گذاشتن مشکل است. امیدوارم از من رنجیده خاطر نشوند.
باب ششم: اذان مغرب نزدیک است دارم میرم پیش خدا...... بای بای

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٤:۳۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٢٩ آبان ۱۳۸٢