پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

فرهاد و شيرين


آهای ملت، من نمی دونم چرا این خارجی ها، به این فرهادها اصلأ جایزه نمی دهند و همه جایزه ها را به این شیرین ها می دهند که تازه در تاریخ هم به ما فرهادها خیانت کردند و پریدن بغل خسروها.....
انگاری در این دوره و زمونه هم زر و زور از عشق برتر هستش و ما نمی دونستیم. من که به این قضیه بدجوری مشکوکم و امیدوارم این دفعه دیگر بوی خیانت به مشام ما نرسد، امیدوارم این بار شیرین نشان بدهد که تاریخ عوض شده است.....
ولی مطمئنم این دفعه سر ما فرهادها کلاه نمی رود چون ما دیگه از خیر کلاه هم گذشته ایم همانطور که هزاران سال است از خیر جایزه گذشته ایم.

چیزی که من گفتم:
این فقط یک نظر بود.
این فقط یک مطلب نبود.
این فقط یک فکر بود.
این فقط یک خواب نبود.
این فقط یک تاریخ بود.
این فقط یک سیاست زدگی نبود.
این فقط یک برش بود.
این فقط یک عمق نبود.
این فقط یک سرفصل بود.
این فقط یک پایان نبود.
شاید این فقط یک شوخی بچگانه بود.
اما این فقط یک دروغ بامزه هم نبود.

امضاء یک فرهاد

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۸:۳۱ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٠ مهر ۱۳۸٢