پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

بوش جون


جورج بوش می ره بازديد يک مدرسه، سر کلاس می شينه و می گه هر سوالی داريد بکنيد.
يکی بلند می شه و می گه: سلام آقای رييس جمهور، اسم من رابرته. من سه تا سوال داشتم:

1. چطور شد که شما انتخابات رو باختيد، بعد برديد؟
2. چرا شما بدون دليل به عراق حمله کردید؟
3. به نظر شما، بمب اتمی هيروشيما، بزرگترين عمل تروريستی تاريخ نبود؟

جورج بوش تکونی روی صندليش می خوره و تا مياد جواب بده، زنگ تفريح می خوره.
زنگ بعد يک پسر ديگه بلند می شه و می پرسه: آقای رييس جمهور، اسم من جکه و من پنج تا سوال داشتم:

1. چطور شد که شما انتخابات رو باختيد، بعد برديد؟
2. چرا شما بدون دليل به عراق حمله کردید؟
3. به نظر شما، بمب اتمی هيروشیما، بزرگترين عمل تروريستی تاريخ نبود؟
4. چرا زنگ تفريح 20 دقيقه زودتر به صدا دراومد؟
5. رابرت کو؟

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٥:٠٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ مهر ۱۳۸٢