پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

نوسترآداموس وطنی


نوسترآداموس وطنی و انتخابات اسفند82
بعضی از دوستان با شروع شمارش معکوس برای انتخابات اسفندماه 82 که از چندی پیش آغاز گردیده است، با توجه به موفقیت همیشگی من در چندین انتخابات گوناگون اعم از شورای شهر و مجلس به عنوان مشاور نامزدهای انتخاباتی، اصرار فراوانی داشتند تا تحلیلی برروی انتخابات آینده داشته باشم. هر چند که من بدلیل شغلم در طی سال های گذشته بعنوان مشاور روابط عمومی، اطلاع رسانی و تبلیغاتی تنی چند از کاندیداها بدون آن که خود خواسته باشم درگیر پروژه های انتخاباتی بوده ام ولی تنها به صرف یک شغل و دستمزد آن همچون چاپخانه ای که تنها تصاویر کاندیداها را چاپ می نماید به آن می اندیشیدم و همیشه در ورود به عرصه سیاسی اجتناب می نمودم ولی خوب در کنار تخصص و تجربیات شغلی ام، گاهأ در بخش سیاسی نیز باید تحلیل هایی را ارائه می دادم تا بتوانم موفقیت کاندیدای مورد نظرم را رقم زنم. البته بد نیست از کمک و یاری مسئولین ستادها و علاقمندان به نامزدهای انتخاباتی مربوطه هم تشکر داشته باشم که سهم آنان در پیروزی های من کم نبوده است. شاید برای من که دوران جوانی را در حال گذر به بلوغ کامل هستم، هنوز طعم شیرین پیروزی های انتخاباتی ام را نمی توانم فراموش کنم بویژه زمان هایی را که به کاندیدای طرف قرارداد خودم نیز دل می بستم. شاید هم در اجرای برنامه های تبلیغاتی خود چنان ماهرانه عمل می نمودم که خودم نیز جذب کاندیدای مذکور می شدم ! ولی از شوخی و مزاح گذشته شاید سخت ترین انتخاباتی را که پشت سر گذاشتم انتخابات دوره ششم مجلس در سال 78 بود. در حالی که مشاور یک کاندیدای مستقل بودم و لشگر جناح چپ و راست را جلوی خودم می دیدم! آنچنان به کاندیدای طرف قرارداد خودم دل بستم که با تمام وجود برای او کار می کردم. علت امر هم در نگرش منطقه ای و نه جناحی ایشان بود که به او وابسته شده بودم. کسی را نمی گویم جز مهندس سید مسیح سلیم بهرامی نماینده کنونی شهرستان ساری در مجلس. که الحق و الانصاف قدم های خوبی را در پیشرفت شهرستان ساری برداشت. حال نمی دانم که در بخش ملی نیز توانست حرکت خاصی انجام دهد و یا نه. در هر حال زمانی که نتایج انتخابات را می خواندند متوجه شدم که ما حتی توانستیم رئیس جبهه مشارکت استان مازندران را هم در کورس رقابت شکست دهیم و به عنوان نفر اول شهرستان ساری ایشان به مجلس راه یافتند. آن هم زمانی که جبهه مشارکت حرف اول را در صحنه سیاسی کشور می زد. این هم بماند که همزمان با همکاری با ایشان طی یک قرارداد طرح هایی را هم برای یکی از کاندیداهای مینودشت آماده می نمودم که شاید تا انتهای عمرم همیشه این عذاب وجدان لعنتی مرا رها ننماید چرا که.... بله، مرحوم حسینی نماینده متوفی مینودشت در حادثه سقوط هواپیمای وزیر راه و ترابری را می گویم. شاید اگر مهارت شغلی من نبود ایشان هیچگاه به مجلس راه نمی یافت و آن حادثه لعنتی هم .... چه بگویم او و همراهانش در راه انجام وظیفه به مردم محروم استان گلستان دعوت حق را لبیک گفتند و روحشان همیشه شاد باد. تنها من مانده ام و عذاب وجدان..... چرا که درست زمانی که یکی دیگر از نامزدهای انتخاباتی مینودشت قرارداد من را فسخ نمود ایشان سریعأ با من تماس گرفتند و درخواست همکاری کردند و اینطور شد که من با ایشان آشنا شدم.

شاید اگر نوسترآداموس اصلی اینجا بود و ازش درخواست یک پیش بینی برای انتخابات آینده را می نمودیم. پس از کلی رمل و اسطرلاب انداختن می گفت قمر در عقرب است و رأی سفید فراوان! در هر حال شاید این نوسترآداموس تقلبی که من باشم بهتر از این آقای محترم پیش بینی کنم اوضاع را. من را ببخشید که اینقدر ساده و بی آلایش راجع به بعضی مسائل نگاه می کنم. در هر حال خواسته دوستان را اجابت می نمایم و میشویم نوسترآداموس وطنی دیگه... البته فقط لازم به ذکر است من تنها به پیش بینی اتفاقات پیش رو خواهم پرداخت و از ارائه راهکار مرا معذور بدانید. چه آنکه ورود به عرصه سیاسی را برای خود ممنوع نموده ام.

در گذشته بارها اتفاق افتاده که نزدیکان مسئولین ارشد کشوری به عنوان نامزد در انتخابات گذشته شرکت نموده اند و چه بسا همچون خانم فائزه هاشمی، آقای محمدرضا خاتمی و یا مرحوم دکتر علیرضا نوری رأی فراوانی هم کسب نموده اند. و در بعضی اوقات هم امر به آنان مشتبه شده است که خودشان این رأی را آورده اند و نسبت فامیلی هم در آن دخیل نبوده است. ابتدا خدمت این گروه از دوستان عرض کنم نه حرف شما و نه حرف من! بلکه رأی شما بدلیل جو خاص دوره مربوطه بوده است و در همین مملکت ما شاهد بودیم آقای هاشمی رفسنجانی در انتخابات مجلس شکست خوردند. در هر حال در انتخابات آینده به احتمال زیاد اسامی مشهور و شناخته شده و یا با نسبت فامیلی با مسئولین ارشد کشوری در لیست جناح چپ نخواهیم دید. و جناح چپ به این مقوله کاملأ آشنا می باشد و ریسک چنین کاری را بر خود قبول نمی نماید که چه بسا همه چیز را ببازد. از سوی دیگر به دلایلی که شاید بر من هم آشکار نباشد جناح راست سرمست از پیروزی خود در انتخابات شورای شهر، بدون دلیل کار را بر خود آسان گرفته است و از هم اکنون در تدارک جشن پیروزی خود در انتخابات آینده می باشد. شاید فاصله زمانی شش ماه با انتخابات آینده در عالم سیاست با فراز و نشیب های فراوانی همراه باشد که کلیه معادلات را بهم ریزد اما من قاطعانه اعلام می کنم که جناح راست طی این چند ماه به چند اشتباه فاحش دست خواهد زد که مشکلات خاص خودش را برای آنان به همراه خواهد داشت، اما خاموش بودن چراغ های جلو، باعث کوری و ندیدن این موارد توسط جناچ چپی ها خواهد بود. در هر حال از جناح شکست خورده چپ هم انتظار سود بردن از این اتفاقات را نمی توان داشت و آنان در چنبره دعواهای خانگی خود همچنان شمارش معکوس برای جدا شدن از یکدیگر را زیر لب زمزمه می کنند. در اسفند 82 ما دیگر چیزی به نام جبهه دوم خرداد نخواهیم داشت و جبهه های جدیدی همچون سوم خرداد، هیجدهم تیر و سایر 365 روز خدا را خواهیم داشت! که جدا از هم و چه بسا بر روی هم نشانه رفته اند. و طبق معمول گناه آن را به گردن محافظه کاران خواهند انداخت.
تا اینجای کار هنوز جناح برندگان انتخابات شورای شهر در انتخابات آینده هنوز حرف اول را می زنند اما گروههای مخالف نظام هم در این وانفسا بیکار نخواهند نشست و برندگان اصلی چه بسا آنان باشند که بر روی اشتباهات ذکر شده در بالا از سوی جناح راست نشانه خواهند رفت و جو کلی کشور را برهم خواهند زد. و حوادثی همچون ابتدای سال جاری را پیش بیاورند.
در ابتدای سال جاری این نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران بود که با درایت خاص خودش که برای اولین بار من نظاره گر آن بودم توانست غائله را ختم به خیر کند و واقعأ به فرماندهان این نیرو بویژه سردار طلایی باید بخاطر ابتکار عمل منحصر بفرد ایشان یک احسنت گفت. اما آیا در مراتب بعدی نیز این سردار عزیز خواهد توانست و آیا او باید هزینه مسامحه و اشتباه دیگران را بپردازد؟ و بطور کل یک سردار شاید بتواند اغتشاشات را بخواباند اما میزان شرکت کنندگان و رای دهندگان در انتخابات  را هم با این کارش می خواباند!
زمانی نمی گذرد که عقلای جناح چپ همراهی با آقای رفسنجانی را رد نمودند و در انتخابات گذشته شدیدترین فشارها را چه بسا بر ایشان وارد نمودند تا از راهیابی به مجلس بازمانند و حال باید ضرر آن را بپردازند. شاید قیاس درستی نباشد (آقای رفسنجانی در هیچ یک از گروهها و جناح های چپ و راست قرار نمی گیرند).اما امیدوارم دوستان جناح راست دیگر اشتباه آنان را تکرار ننمایند و راه را بر نامزدهای جناح چپ نبندند. مجلس ششم را فراموش نکنیم !!!
از دیگر سو فراکسیون وفاق که در مجلس شکل گرفته است هنوز نوپا می باشد و احتمال آنکه بتواند ظرف این مدت یخ های کدورت و کینه را آب کند، کم است. نسخه دکتر مهاجرانی نیز برای همزمانی انتخابات مجلس، خبرگان و ریاست جمهوری نیز در خور توجه می باشد بویژه اگر شامل تأخیر در برگزاری انتخابات مجلس باشد و زمان این انتخابات سه گانه را به نحوی به سال آینده موکول نماید. هر چند که همچون قرص استامینوفن خواهد بود و درمان قطعی چالش های پیش رو نخواهد بود. بگذریم که این دکتر مهاجرانی عزیز هم همیشه برای این بیماری که از آمپول می ترسد حتی یک بار هم نسخه با آمپول برای درمان قطعی درد را ننوشته و همیشه با دو تا استامینوفن می خواهد تنها تسکین درد را بنماید.
در انتها لازم به ذکر است که کلیه عوامل و فاکتورهای موجود، در این مقاله عنوان نگردیده است و از سوی دیگر در شغل ما که بخشی از علوم انسانی محسوب می گردد همیشه 2×2=4 نمی شود. بعضی موقع ها +8 و بعضی موقع ها -8 می شود.این نوسترآداموس وطنی اگر بخواهد جمع بندی از مباحث مطرح شده در یک قالب ریاضی بنماید. باید به عرض شما برسانم که فرمول انتخابات آینده به شرح ذیل می باشد:

2 یا 3 اشتباه جناح راست + بوق بوق مخالفان نظام ÷ نسخه استامینوفن دکتر مهاجرانی × نسخه آمپول سردار طلایی = شفای عاجل انتخابات هفتم مجلس توسط فهرست هو المطلوب!  و پیروزی جناح راست با یکی از کمترین میزان رای دهندگان در طول تاریخ انقلاب

پانوشت:  امثال بنده تبلیغاتچی هم اگر قراردادی را با یک نامزد انتخاباتی منعقد نمودند، بهتر است بیخود دهن خودشون را با طراحی برنامه های روابط عمومی و تبلیغاتی سرویس نکنند و  فقط نامزد طرف قراردادشان را به ضرب آمپول هم که شده بفرستند در فهرست هوالمطوب. مثل من جاه طلب نباشید که بخواهید خودتون را با این جور برنامه ها محک بزنید. مبلغ قرارداد را بچسبید که از دستتون در می ره ها. از ما گفتن بود عینک

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٤:۱٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٢ شهریور ۱۳۸٢