پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

سوئد

عکس تزیینی نمی باشد! عکس همین خانمی هست که پایین حرفشو می زنیم!
طبق قوانین تابعیتی سوئد یک تبعه سوئد چنانچه در خارج از سوئد بدنیا آمده باشد و پس از بدنیا آمدن دارای هیچگونه پیوند قوی با سوئد نباشد تابعیت خود را هنگامی که به سن 22 سالگی برسد بصورت اتوماتیک از دست میدهد. این افراد چنانچه مایل باشند که تابعیت سوئدی خود را حفظ کنند میبایست قبل از پایان سن 22 سالگی تقاضایی را به مقامات دولتی سوئد تسلیم کنند و خواهان باقی ماندن در تابعیت سوئدی خود شوند. پس از تسلیم این تقاضا و بررسی اینکه متقاضی با وجود متولد شدن و زندگی در خارج از سوئد هنوز با کشور سوئد دارای پیوند قوی است وی در تابعیت سوئد باقی خواهد ماند و در غیر اینصورت تابعیت سوئدی خود را از دست خواهد داد . یکی از این بررسیها که اخیرا در سفارت سوئد در پاریس به انجام رسیده مورد توجه مطبوعات سوئد قرار گرفته و انتقاداتی گسترده نیز از آن بعمل آمده است. "آنا سه ون برو" دختر 22 ساله سوئدی که پدر سوئدی دارد اما در فرانسه متولد شده و در آنجا زندگی کرده است چندی پیش به سفارت سوئد در پاریس مراجعه میکند تا قبل از پایان سن 22 سالگی تقاضای خود را جهت باقی ماندن در تابعیت این کشور تسلیم مقامات سفارت کند و بدین ترتیب دو تابعیت فرانسوی و سوئدی خود را حفظ نماید. در مصاحبه ای که در سفارتخانه جهت بررسی پیوند او با سوئد انجام شد از جمله از وی خواسته شد که آواز "قورباغه کوچولوها" را بخواند. توضیح اینکه آواز "قورباغه کوچولوها" در سوئد مانند آواز کودکان "یه توپ دارم قلقلیه!" در ایران معروف است. خانم "گونیلا جانیر بنه بری" از سفارت سوئد در پاریس میگوید که دانستن آواز "قورباغه کوچولوها" معیار خوبی برای دانستن میزان پیوند شخص با فرهنگ سوئد است. او میگوید از دیگر سوالهایی که او در این مصاحبه میپرسد شناختن "پی پی جوراب بلنده" قهرمان داستان مشهور نویسنده فقید سوئدی داستانهای کودک " آسترید لیندگرن" و نیز سوالاتی در مورد تاریخ و فرهنگ سوئد است. "آنا سه ون برو" دختر 22 ساله سوئدی که این مصاحبه با وی صورت گرفت آن را توهین آمیز خواند و گفت که این مسخره است که یک آدم 22 ساله در مصاحبه برای حفظ تابعیت سوئدی خودش در سفارتخانه آواز "قورباغه کوچولوها" را بخواند.
-----------------------------------------------------

نتیجه غیر اخلاقی پسر شمالی:
باز خدا پدر سوئدی هارو بیامرزه، اون دفعه که ما رفته بودیم جزایر قناری در اقیانوس آرام، در بدو ورود از ما خواستن که یک چهچهه ای همچون قناری بزنیم تا اجازه دخول بدن، وقتی هم برگشتیم ایران لب مرز بازرگان گفتن باید از اول تا آخر شاهنامه فردوسی را از بر بخونی تا راهت بدیم.
-----------------------------------------------------

نتیجه خیلی اخلاقی پسر شمالی:
آهای ملت اگه روزی روزگاری ما در این ممالک محروسه ایران به نون و نوایی رسیدیم و وزیری یا وکیلی شدیم، از آبدارچینوی قشنگ خودمان یک ابلاغ می کنیم به همه سفارتخانه ها که بجای شعر "یه توپ دارم قلقلیه" شعر "آقا پلیسه" را از خلایق مخصوصأ این دانشجوهای شیطون بلا بپرسن که حساب کار دستشون باشه. اگر هم بلد نبودن عیبی نداره شعر "لباس شخصیه" را بخونن، تازه جایزه هم بهشون می دیم.
-----------------------------------------------------

شب شعر در آبدارچینوی پسر شمالی:
دو شعر از ادیب پسر شمالی تقدیم به ادیب دانشجویان گرامی،

آقا پلیسه
شبا که ما می خوابیم
آقا پلیسه بیداره
ما خوابه خوش می بینیم
پلیس فکر شکاره
آقا پلیسه زرنگه
دستبند به دزد می بنده
ما پلیس رو دوست داریم
بهش احترام می ذاریم

لباس شخصیه
شبا که ما می خوابیم
آقا لباس شخصی بیداره
ما خوابه دانشگاه و امتحان می بینیم
لباس شخصی خواب مارو
لباس شخصی زرنگه
اسپری فلفل به دست می جنگه
ما لباس شخصی رو دوست نداریم
اما بهش احترام می ذاریم

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٧:٠۸ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٥ تیر ۱۳۸٢