پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

وبلاگم امروز چهار سالش شد

باب اول: به کوری چشم اصلاح طلبکاران! و با همه فراز و نشیب ها در هر حال وبلاگم امروز چهار سالش شد. سالگرد تولدش مبارک.

باب دوم:
به مناسبت سالگرد تولد وبلاگ پسر شمالی، دی جی پسر شمالی تقدیم میکند:

دختر کابلی
از اون بالا کفتر می آید   یک دانه دختر می آید


Fun_Persian_Dance
Video sent by farhad_prv
پا نوشت: حجم کلیپ پنج مگا بایته، اگر صبر کنید کامل بارگیری شود و بعد ببینید، بالطبع خیلی بهتر نمایش داده می شود.

باب سوم: قابل توجه بلاگرهای با رنک گوگل چهار. طرح شکار رنک گوگل به مدیریت شکارچی اعظم گلوریا

باب چهارم: قابل توجه معتادین به کتاب. چند وقت پیش بر حسب اتفاق گذرم به پاساژ صاحبقرانیه در نیاوران افتاد. همینطور داشتم داخل پاساژ چرخ می خوردم که چشمم به یک کتابفروشی افتاد، از پشت ویترین که کتابهایش را دیدم، خیلی لذت بردم چون کلی کتابهای تاریخی داشت که شاید در کمتر کتابفروشی بشود آنها را پیدا کرد. از طرفی دکوراسیون و محیط فروشگاه مشخص می کرد که صاحبش فرد خوش سلیقه ای است. خلاصه من که برای کار یکی از دوستان، باهاش به آن پاساژ رفته بودم و پول زیادی هم همراهم نبود ولی طاقت نیاوردم و با خودم گفتم حداقل بروم داخل و یک گزارش وبلاگی تهیه بکنم! کتابفروشی به دو تا خانم به نام مافی و میرخانی تعلق داشت. که زمان حضور من فقط خانم میرخانی تشریف داشت و وقتی فهمید من بی پولم و فقط آمدم فضولی! گفتش ما اینجا چند تا صندلی و میز داریم که اگر کسی عین تو بی بضاعت بود! می تواند آنجا بشیند و هر چقدر می خواهد از کتابها را همین جا بخواند. ( البته قسمت این بی بضاعت را خودم تو دلم گفتم ) نگاهی انداختم و دیدم یک آقای میانسال و شیک و پیک هم در جایی که خانم میرخانی گفته بود، نشسته بود که نگاه مهربانانه ای به من کرد و دعوتم کرد هر کدوم از کتابها را که می خواهم بردارم و همان جا بخوانم.
من که مجذوب برخورد خوب آنها شده بودم، طاقت نیاوردم و بالاخره زورو نقاب از چهره برداشت و خودم را معرفی کردم که بله... من پسر شمالی معروف هستم و چنین و چنان... فقط نمی دونم چرا اونها خیلی هیجان زده نشدند.
از این هم بگذریم که کنار مغازه شان یک میز فروش ذرت و قارچ پخته با آبلیمو بود که جای همه تان را خالی کردم. فقط یادتون باشه به خانم میرخانی نگویید که وبلاگ نویس یا دوست پسر شمالی هستید. چون زیاد هیجان زده نمی شود!
این هم آدرسش: تهران، پاسداران، اقدسیه، پاساژ 110 صاحبقرانیه، کتاب و نوشت افزار گفتگو

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۸:۳٠ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٢ امرداد ۱۳۸٥