پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

ملت ترک! ملت فارس! ملت دولغوزآباد!

باب اول: در پست قبلی چند تا لینک اخبار وبلاگی را معرفی کرده بودم. گویا اکثر نویسنده های این وبلاگ ها که اغلبشان دانشجو هستند علی الحساب با خبری که در روزنامه رسالت آمده است تا چند روز آینده (ببخشید تا چند ساعت آینده) دستگیر می شوند. البته من نه قاضی هستم و نه مفتش و نمی دونم که آیا آنها واقعا صحنه گردانان اصلی بوده اند یا صحنه گردان اصلی کسانی دیگر هستند. در هر حال چون مطمئن هستم اکثر لینک های پست قبلی من در آینده نزدیک دیگر آپدیت نمی شود، چند تا وبلاگ و سایت دیگر را در ارتباط با تحولات دانشجویی اخیر معرفی می کنم. حالا خیر و شر اینکه این سایت ها چی می نویسند + خیر و شر امثال روزنامه رسالت که در نقش قاضی و مفتش از قبل حکم به گناه عده ای می دهد به من مربوط نیست ( باز دم روزنامه کیهان گرم که اول زمینه چینی می کند بعد خفت گیری می فرماید، رسالتی ها همین اول بسم الله خفت گیری فرموده اند ) در هر حال خوانندگان وبلاگم خودشان باید کله شان را کار بیندازند و ببینند حق با کدوم طرفی است.

وبلاگ دانشگاه و کوی دانشگاه
.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
.
وبلاگ قئیدار (فکر کنم این آخری فیلتر شده باشد، خودتون که فیلتر زنون بلدین) ( بد نیست اضافه کنم این رفیقمان فکر کنم تجزیه طلب هم باشد و شاید هم مثل من تنها نظرش اطلاع رسانی محض بوده چون امروز یک بیانیه تجزیه طلبانه را منتشر کرده، علت این برداشتم را در باب سوم این پستم نوشته ام )

باب دوم: یک مطلب ظریفی در این قضیه حوادث آذربایجان است که بدجوری ذهن من را مشغول کرده است، اینکه کاریکاتور کشیده شده اصلا توهین آمیز نیست، بلکه آن مطلب نوشته شده مربوط به این کاریکاتور است که  بطرز زشت و زننده ای زبان ترکی را به مسخره گرفته است. حالا آیا مطلب مربوطه را هم همان کارتونیست نوشته یا نویسنده کسی دیگر است و اسمی از وی در هیج کجا نمی آید! و چوبش را مانا نیستانی می خورد. در هرحال بهتر است در صحبت ها به "مقاله توهین آمیز" اشاره شود نه "کاریکاتور توهین آمیز". بماند که آقایون بدجوری در این توهین زننده، ظرافت به خرج داده بودند تا دمشان لای تله نیفتد ( با توجه به اینکه در صفحه کودکان نگاشته شده بود و چند تا دلیل دیگر که حسش نیست توضیح بدهم ) و البته از بخت بد آنها بدجوری هم دستشان رو شد و ترک ها روزگارشان را سیاه کردند که بعید می دانم تا چند صد سال آینده هم کسی دیگر جرات بکند اینچنین به هموطنان ترک زبان توهین بنماید.

باب سوم: یک مطلب ظریف! ( چقدر تازگی ها از این کلمه "ظریف" خوشم آمده! ) دیگری هم که در همین حوادث اخیر آذربایجان برای من جالب توجه بود اینکه در بعضی از بیانیه ها از هموطنان آذربایجانی و ترک زبان با عنوان "ملت ترک" نام برده شده! یعنی از اون عبارت های ناناز! که تجزیه طلبان محترم همیشه اونجاشون را برای این عبارت پاره می کنند و آن را داد می زنند. یک چیزی مثل همون عبارت مجعول "خلیج عربی". ( خواستم چند تا لینک از این نوع بیانیه ها را که در این وانفسا منتشر شده اینجا بگذارم اما احساس کردم شاید طرف از بیسوادی این کار را کرده و درست نیست آبرویش را ببرم ) الآن هر بچه دبستانی در ایران می داند که که ملت ایران از اقوام و طوایف زیادی همچون ترک، فارس، ترکمن، بلوچ، لر، عرب و بسیاری دیگر تشکیل شده است که همه آنها را در مجموع "ملت ایران" می شناسند، و چیزی بنام "ملت ترک" و چه می دانم "ملت فارس" یا مثلا "ملت دولغوزآباد" نداریم. بماند که از نظر ناسیونالیست هایی مثل من، عربهای بحرین و ترکهای مناطق قفقاز و مردمان یکسری مناطق دیگر هم جزو ملت ایران به حساب می آیند که در سنوات گذشته و با نقشه های انگلستان و روسیه از مام میهن جدا شده اند. البته بیانیه های دیگری هم در ارتباط با این حوادث اخیر بوده که بدون غرض ورزی و موش دوانی منتشر شده که یکی دوتایش را برایتان لینکش را می گذارم. ( فکر کنم بعضی از این لینک ها هم فیلتر شده است و دوباره فیلتر زنون دارید )

بیانیه شماری از دانشجویان دانشگاه زنجان پیرامون مسائل قومیتی در کشور
.
نظر رئیس انجمن کاریکاتوریست های تبریز در مورد کاريکاتور روزنامه ايران

باب چهارم: حالا که مشغول شغل شریف لینک دادن شده ام، این دو تا لینک را هم اگر قبلا ندیده اید، ببینید: ( لطفا بعد از مشاهده این دو تای آخری لطفا ضمن حفظ روحیه و جو گیر نشدن، این کامنت دونی ما را سکس دونی نفرمایید )
.
خاطرات شما از ازدواج موقت !
.
کشف یک روستا در ایران که آدماش همه لخت تشریف دارند

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٥