پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

سیل استان گلستان

بر اساس آخرین گزارش ها، شمار قربانیان سیل اخیر استان گلستان در شمال ایران به 39 نفر رسیده است.
گفته می شود که علاوه بر تلفات اعلام شده، ممکن است اجساد دیگری هم در زیر گل و لای وجود داشته باشند، مقامات مسوول گفته اند که تاکنون موفق به شناسایی تنها 12 جسد شده اند.
این در حالی است که ستاد حوادث غیر مترقبه نسبت به احتمال وقوع سیل مجدد در استان های شمال کشور تا آخر هفته هشدار داده است، این ستاد پیش بینی کرده است که تا آخر هفته افزایش ابر، وزش باد، رگبار و رعد و برق پراکنده استان های حاشیه دریای خزر، شمال غرب و شمال شرق ایران را فرا بگیرد، در اطلاعیه ستاد حوادث غیرمترقبه، برای مقابله با سیل و هر گونه حادثه احتمالی دستور آماده باش داده شده است.

در همین حال، عبدالله رمضان زاده، سخنگوی دولت، گفته است که به زودی با مشخص شدن جزییات سیل اخیر، عوامل مقصر در این حادثه به مردم معرفی و با آنها برخورد قاطع خواهد شد.
وی در مورد علت وقوع سیل های فاجعه بار در استان گلستان، به نوع جغرافیای طبیعی استان، نبود توان مهار آب های سطحی و روان و تخریب جنگل و مرتع، اشاره کرد.

سال گذشته نیز سیل شدیدی در استان گلستان جاری شد که تلفات و خسارات سنگینی به همراه داشت. فکر کنم کم کم باید اداره منابع طبیعی و اداره محیط زیست استان گلستان با چند تا دیگه از برو بچه های مسئول در گلستان را هم کاندید جایزه گربه حنایی خودم بکنم.(عطف به مطالب چند روز پیشم)

راستش اوضاع مالی زیاد میزون نیست ولی دیروز یک مقدار خوراکی خریدم و دادم به یکی از بچه ها که اهل گلستانه با خودش ببره اونجا. وقتی به عکس این برادر و خواهر نیگا می کنم. نمی دونم چرا بی اختیار شعر (کودکانه) فرهاد را زمزمه می کنم:
بوی عیدی، بوی توپ، بوی کاغذ رنگی،
بوی تند ماهی دودی وسط سفره نو،
بوی یاس جانماز ترمه مادر بزرگ
با اینا زمستونو سر می کنم، با اینا خستگیمو در می کنم.
شادی شکستن قلک پول، وحشت کم شدن سکه عیدی از شمردن زیاد
.......
همش می خوام فکرشونو بخونم که دارن به چی فکر می کنن. انگار خواهره زیاد تو فکر نیست و فقط می خواد از تو آب خودشو و برادرش رو رد کنه (ایکاش می تونستم همین الآن جایزه ببر طلایی خودمو به این خواهره بدم)، ولی داداش کوچیکه بدجوری تو فکره، تو فکره ناهاره ظهر و یا تو فکر یک جای خشک و امن برای خوابیدن مثل خونه سابقشون که حالا دیگه ندارنش... می دونم بیلینگم زیاد خواننده نداره ولی با تو هستم. آره تو که پای کامپیوتر نشستی، لطفأ اینارو تنها نذار. فکر کن این خواهر کوچیکه خودته که داره داداشت را از تو آب رد می کنه...
----------------------------------------------
نتیجه اخلاقی:
این صدا و سیما هم که هروقت یک حادثه ای در ایران اتفاق می افته، سریع میره تموم خبرای خبرگزاری های دنیا را جستجو می کنه تا چند تا مشابه قضیه را در نقاط دیگر دنیا پیدا کنه و پخش کنه. خداییش دلم برای این بچه های صداوسیما می سوزه، چون گند قضیه مال یک سازمان دیگر است که بدلیل ندانم کاریش سیل می آد، اونوقت اینا باید آبروی طرف را حفظ کنن. امیدوارم در سیاست هاشون تجدید نظر کنن، چون آبروی اینجور افراد رو خریدن مساویه با سیل های وحشتناکتر در سال آینده! سیل پارسال که یادتون نرفته، اینم از امسال، خدا سال دیگرو بخیر کنه که چند نفر قربانی ندانم کاری مسئولین و متولیان محیط زیست شمال ایران می شوند.

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٤:۳٦ ‎ق.ظ روز شنبه ٢٦ امرداد ۱۳۸۱