پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

و فرهاد "ار اس اس" را بیاموخت.

باب اول: البته تیتر بالا یک کمی وویگولنزج غلطه چون قبلا من با صفحات RSS آشنا بودم ولی این سایت پرشین بلاگ سال ها است که ما را از نعمت آن دور کرده و توانایی ایجاد این صفحات را ندارد. منم که هنوز مستضعف تشریف دارم و دل و دینم را به این سایت پرشین بلاگ داده ام. هر چی هم دوستان و رفیقان می خواهند ما را از راه بدر کنند ("بدر" را درست نوشتم؟) نمی شود و هر چی می گویند که بابا این سایت امکاناتش کم هست و یا امنیت ندارد و یک وقت می گیرند و چوب تو کونت می کنند، میگم همین امکاناتش هم برای من خوبه و خلاصه آدم قانعی هستم، از طرفی سال 1381 که هنوز بین این وبلاگ نویس های به اصطلاح چپی و اصلاحات طلبکار، کلاس بازجویی و دستگیری مد نشده بود و فریاد هایشان هفت آسمون را برنداشته بود که آی خلایق وبلاگ نویسان را اذیت می کنند. به همت کارگزاران دولت خاتمی، چوب ما را در ماتحت مبارکمان فرو کردند و صدا از صدا هم درنیامد که مردم بشتابید، وبلاگ نویسی را فشار و فشورش! داده اند و چند ماه از سایه وبلاگ هم می ترسد چه بماند که آپدیت هم بکند.
القصه چند ماه پیش که به عضویت سایت یاهو 360 درآمدم، دیدم عجب فکر باحالی که بجای اینکه در یک سرور رایگان وبلاگ نویسی دیگر عضو شوم و خروجی مطالبم را به صورت صفحات RSS داشته باشم، مقدمه ای از مطالب را در وبلاگ پروفایل یاهو 360 خودم وارد می کنم و بالطبع خروجی RSS خودم را هم تولید کرده و در اختیار بروبچ گذاشته ام!
شما هم اگر مثل من پرشین بلاگی هستید به راحتی می توانید پروفایل یاهو خود را به یاهو 360 تغییر دهید و هر زمان که وبلاگ خود را آپدیت می کنید، مقدمه مطلب به همراه لینک خود را در وبلاگ یاهو 360 خود وارد نمایید و بعدش آدرس صفحه RSS خود را که در پروفایل یاهو شما مشخص است را در وبلاگ خود برای استفاده دوستان نصب کنید و البته اگر با برنامه های RSS آشنا نیستید می توانید بطور مثال با این برنامه (Feedreader) و یا برنامه های دیگر که برای این منظور ساخته شده است، آدرس RSS دوستان و خودتان را داخلش وارد کنید تا بدین ترتیب هر زمان که این برنامه را اجرا می کنید از آپدیت های جدید وبلاگ ها با خبر شده. یکی از مزیت های این کار بطور مثال این است که شما دیگر لازم نیست هر بار وبلاگ دوست خودتان را باز کنید تا ببینید مطالب جدید دارد یا نه؟
از طرفی این یاهو 360 هم چیز جالبی است و باهاش می توانید اورکات بازی هم بکنید! البته من دارم به این نتیجه می رسم که خیلی کارهای توپ تری هم می شود با این یاهو 360 انجام داد. که حتی مسئولین سایت یاهو هم راجع به آن فکر نکرده اند.

پروفایل من در سایت یاهو 360
.
صفحه RSS من در سایت یاهو 360
.
دانلود برنامه Feedreader با حجم یک و نیم مگا بایت

باب دوم: اون قدیم و ندیما که اخوی ما در ایران به شغل تعمیر دستگاههای الکترونیکی مشغول بود، هر وقت دستگاهی را که قبلا توسط شخص دیگری باز و دستکاری شده بود و البته درست هم نشده بود را به پیشش می آوردند تا تعمیر نماید. ایشون یا قبول نمی کرد و یا کلی به طرف توپ و تشر می زد که چرا دادی دست ناشی! و من این دستگاه را درست نمی کنم. و خلاصه یارو را به قند (..) خوردن راضی می کرد! منهم که چند سال از او کوچکتر بوده و مطلقا بر عکس بابای خدا بیامرز و برادر بزرگم علاقه ای به الکترونیک نداشتم، پیش خودم فکر می کردم، این داداش ما هم چقدر گیره و خلق خدا را اذیت می کند. بماند که با همه این چیزا ولی وقتی دستگاهی را تست و تعمیر می نمود الحق و الانصاف کارش را خیلی عالی انجام می داد و در قبالش هم دستمزد مناسبی می گرفت و خلاصه مثل این شرکتهای پشتیبانی، مشتری را نمی چلاندش. مثلا یادمه یکبار یک بنده خدایی که تازه تلفن دیجیتالی خریده بود و تلفنش کار نمی کرد به پیش او آمده بود و فرامرز بعد از اینکه تلفن را بالا و پایین کرد فهمید این بنده خدا کلید PULSE را روی TONE گذاشته و بالطبع در آن زمان ها سیستم مخابرات ایران هنوز با TONE نبودش و تلفن کار نمی کرد. برادر منهم پس از جابجا کردن کلید بدون اینکه پولی از او بگیرد یا حتی دو تا متلک بار طرف بکند ( بطور مثال آی کیو! یا بوق بوقک!) تلفن را بهش داد. حالا کافی بود همین مشتری دستگاه تلفنش را به یک فروشگاه تعمیراتی می برد تا بعد از یک هفته و با یک فاکتور چند هزار تومانی بهش برگردانند. فکر کنم برای خیلی از شماها این مورد پیش آمده باشه و هنوز دردش هم خوب نشده باشد.
داشتم می گفتم... خلاصه من همیشه در تعجب این رفتار عجیب برادرم که دستگاههای باز شده را قبول نمی کرد بودم تا اینکه خدا پس کله ام زد و به شغل پشتیبانی نرم افزاری و سخت افزاری کامپیوتر و شبکه های کامپیوتری مشغول شدم. آقا یک چند وقتی که گذشت تازه فهمیدم تو این مملکت چقدر بیسواد تشریف دارد و ما خبر نداشتیم. هر کی که یک لیسانس کامپیوتر گرفته یا تجربه بر روی کامپیوتر دارد اسم خودش را گذاشته مهندس و بیا و ببینید چه گندکاری هایی که در سیستم کامپیوتر خلایق نمی کنند. بعد از اینکه یک چند تایی از اینجور سیستم ها به تورم خورد (بطور دقیق از هر ده سیستم، هفت سیستم اینجوری هستش) و بعد از کلی وقت و هزینه درستش کردم. تازه فهمیدم این اخوی محترم چی می کشیده و ما خبر نداشتیم. یعنی می دانید قضیه چیه؟ قضیه اینه که زمان و هزینه اصلا مطرح هم که برایتان نباشد از خراب کاری هایی که می بینید اعصابتان در آن شرایطی که بر روی موارد خاصی از مشکلات یک سیستم متمرکز شده است، به شدت بهم می ریزد. بابا به قرآن، کامپیوتر فقط یک هارد و سی پی یو نیستش!
این بود انشاء امروز من و ما از این انشاء نتیجه می گیریم که لطفا جان مادراتون، کامپیوترهایتان را دست هر کسی ندهید و تنها به شرکت های معتبر و یا اشخاص مورد وثوق خود بسپارید. چون اگر به تور من یکی بخورید و ببینم سیستم رایانه شما قبلا دستکاری شده، برعکس برادر منصف خودم، به جان خودتان یک پول زوری ازتان بگیرم که تا آخر عمرتان حتی وبلاگ من را هم دیگر نخوانید. البته من این پول را می گیرم که همیشه بیادتان باشد که با سیستم کامپیوتر خود بچگانه برخورد نکنید و قدرش را بدانید. مگه نه کوروش جان؟! حالا پول زور وده...

باب سوم: منم بلتم فتو وبلاگ درست کنم
یک آیکون جدید به وبلاگ من اضافه شده است که وویگولنزج: فتو وبلاگ
و اینم آخرین شکار من: آخره عشق و عاشقی

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٥:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ دی ۱۳۸٤