پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

خدا من را بکشد که به خلق خدا تهمت بیجا بزنم

باب اول: خدا من را بکشد که اگر بخواهم بی دلیل تهمت به خلق خدا بزنم ولی خوب آدم بعضی مواقع، مواردی را می بیند که شاخ در می آورد. از قدیم الایام ( این قدیم الایام  که میگویم یعنی ده سال پیش ) هروقت یک برنامه نرم افزاری نوشته شده توسط هموطنانم را استفاده می کردم همیشه  در داخل برنامه به کدهایی مشکوک برمی خوردم که نشاندهنده فضولی های بیجا و یا سوء استفاده های این بچه های برنامه نویس بود و خلاصه پس از چند سال اصلا فتوا دادم که استفاده از نرم افزارهای داخلی مستحب است و بهتره که استفاده نکنید مگر اینکه رو به موت باشید. القصه در چند پروژه نرم افزاری هم که شرکت داشتم به برنامه نویس ها مثل نفوذی های شیطان بزرگ و سیبل مقابل نگاه می کردم! (نیروان کندری و مهران سقر امیدوارم منو ببخشند! این دو تا منظورم نیستند که هردوتاشون اصلا پاستوریزه به دنیا اومده و فکر کنم هموژنیزه هم از دنیا بروند.)
چند شب پیش خوردیم به تور سایت آنتی ویروس ایمن که یک آنتی ویروس ایرانی هستش. خلاصه از گذشته هم که باهاش آشنا بودم. از اینطرف نیم دو جین ویروس های جدید داشتم که طبق عادت مسخره ام که روی آنتی ویروس ها آنها را اسکن می کنم تا ببینم کدوم آنتی ویروس گردن کلفت تره. با خودم گفتم این آنتی ویروس ایمن را هم در دور مسابقات خودم شرکت بدهم. نسخه تحت ویندوزش را دانلود کردم و پس از نصب دیدم ویندوزم داره بازی درمی آورد (حالا چه جوریش بماند که محرمانه است!)
دست آخر متوجه شدم که این آقا خوشگله کرم ریخته و ماشاءالله اینقدر زیرآبی کرمش را ریخته که گرفتن مچش برای من ساده نبود و علی الحساب جناب را به چند تا آزمایشگاه ویروس یابی در خارج از کشور ارسالش کردم تا آزمایشش کنند. خدا من را بکشد که به خلق خدا تهمت بیجا بزنم!!!

باب دوم: اگر عضو یک سازمان غیردولتی نیستید بهتره که مقاله طولانی پایین را اصلا نخوانید، چون زیاد به شما ربطی پیدا نمی کند و فقط عمرتان را هدر داده اید و بجایش بروید در پارک دم خونه تون بلبل ها را تماشا کنید و از فضای باز استفاده کنید! منم که منتشرش کردم و اون احمق هایی هم که مقاله را می خوانند و بهشون مربوط هست را هم اصلا آدم حساب نکنید. چون واقعا باید آدم خیلی احمق باشه که هنوز تو این دوره و زمونه دنبال فعالیت های عام المنفعه باشه، مگه نه حمید جان!؟
تازه مقاله مربوط به روزنامه کیهان هستش و چون می خواستم غده پانکراس! اصلاح طلب نماهای چپی و دار و دسته وبلاگ نویسش را هم بسوزونم! اینجا نوشتمش. مگه نه شبنم جان!؟
خدا پدر مهران مدیری را بیامرزه که دیگه مثل گذشته لازم نیست بنویسم، حمید خان یا شبنم خانم. حالا دیگه اینقدر فضا باز شده که میشه گفت: حمید جیگر و شبنم جان... من می میرم برای این فضای باز و باقی قضایایش!!!

روزنامه کیهان ( سه شنبه 20 دی 1384 )
با تو حكايتي ديگر ؛ بر سازمان ملي جوانان چه گذشت !
پس از پيروزي انقلاب اسلامي و تأكيد مسئولان نظام بر توجه به مسائل جوانان، شوراي عالي انقلاب فرهنگي درسال 1371 اساسنامه شورايي را تحت عنوان «شوراي عالي جوانان» تصويب كرد كه 16 عضو رسمي داشت. 5 سال بعد به دليل ناكارآمدبودن اين شورا، شوراي عالي انقلاب فرهنگي آن را به «مركز ملي جوانان» تبديل كرد تا بلكه در ابعاد وسيع تر و مستقل تر كارايي لازم را از خود نشان بدهد. سرانجام مسئولين وقت كه به جاي حل مسئله به تغيير صورت مسئله اعتقاد شديدي داشتند، براساس قانون برنامه سوم توسعه اقتصادي، اين مركز ملي را به «سازمان ملي جوانان» تبديل كردند و سه هدف اصلي نيز براي آن تبيين نمودند: 1- حل مسائل جوانان 2- رشد نسل جوان و 3- استفاده از استعداد نسل جوان!
اما كارنامه عملي اين سازمان درطي اين چند سال حكايت از برآورده نشدن هيچ يك از اين سه هدف توسط اين سازمان دولتي و اساسا فاصله گرفتن و فاصله داشتن برنامه هاي كوتاه مدت و بلندمدت مديران آن با اين اهداف آرماني دارد.
به نام جوان، به كام...
سال 77 وقتي ازطرف روزنامه سراغ دكتر ميرباقري (رئيس اسبق سازمان) رفتيم، او با گله و شكايت از دولت، سازمان ملي جوانان را يك سازمان فلج و دست و پا بسته معرفي كرد و با انتقاد از نام بزرگ آن، سازمان را تنها يك مؤسسه تحقيقاتي و آماري برشمرد كه بر آن ظلم هاي بسيار رفته و كسي نيست به دادش برسد. ميرباقري ترجيح داد در مورد بودجه كلان سازمان و ساختمان هاي گران قيمت اين سازمان حرفي نزند و تا آخرين ثانيه هاي مصاحبه براين نكته اشاره كند كه سازمان به لحاظ قانوني اختياري ندارد و دولت ترجيح مي دهد اين فرزند دردسرساز خود را به فراموشي بسپرد.
اما بعد از دكتر ميرباقري و انتصاب رحيم عبادي به رياست سازمان ملي جوانان، اوضاع به گونه اي ديگر رقم خورد.
اولين اقدام عبادي برگزاري همايش تشكل هاي غيردولتي در دانشگاه ايران با بودجه اي نزديك به 800 ميليون تومان بود كه بعدها مشخص شد بودجه اين همايش به حساب NGOاي واريز شده كه يكي از نزديكان وي از اعضاي اصلي آن است، كه همين امر باعث انتقاد رسانه هاي مختلف از مسئولان اين سازمان شد.
سپس با قرارگرفتن فريدون عموزاده خليلي (عضو مركزي حزب مشاركت و مديرمسئول چلچراغ) درميان مديران عالي رتبه اين سازمان، سازمان ملي جوانان عملا به پاتوقي سياسي براي سران و اعضاي قديم و جديد حزب مشاركت تبديل شد و تمام حمايت هاي اين سازمان دولتي در جهت انتشار چند هفته نامه و تقويتNGOهاي سياسي خاص قرار گرفت .
مهرماه امسال نيز رئيس هيئت تحقيق و تفحص از سازمان ملي جوانان تخلفات صورت گرفته دراين سازمان ملي را تعجب برانگيز و بهت آور خواند و از پول هاي كلاني خبر داد كه دراين سازمان حيف و ميل شده است.
محمد هادي رباني شيرازي گفته بود: اين سازمان بيشتر سازمان سياسي بوده تا اينكه كاري فرهنگي انجام دهد و يا از فعاليتهاي نسل جوان حمايت كند.
دولت جديد
اما با روي كارآمدن دولت نهم و تأكيدات ويژه دكتر احمدي نژاد بر روي مسائل جوانان و ارتقاء برنامه هايي كه تحت عنوان «ارتقاي سطح نسل جوان» هرساله در كشور به اجرا درمي آيد، اين اميد و نگاه ايجاد شد كه تغيير و تحولات گسترده اي دراين خصوص و به ويژه در سازمان ملي جوانان كشور ايجاد شود به گونه اي كه اولا خاطرات ناخوش گذشته مردم از اين سازمان كم خاصيت ولي پرحاشيه، پاك شود وثانيا از پتانسيل عظيم نيروي بكر جامعه كه طبق آمار، درصد بالايي از جمعيت كشور را تشكيل مي دهند، بهره اي شايسته برده شود.
با انتصاب حجت الاسلام محمدجواد حاج علي اكبري به سمت رياست سازمان ملي جوانان بخشي از اين اميدها محقق شد چرا كه حاج علي اكبري شخصيتي بود كه سال ها در نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاهها، نمايندگي رهبري در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان و... فعاليت كرده بود و به عنوان يك روحاني دوست داشتني و تأثيرگذار دربين جوانان مطرح بود.
لذا اين تحليل به وجود آمد كه وي خواهد توانست اين فرزند فراموش شده دولت (سازمان ملي جوانان) را احيا كند و جان تازه اي به آن ببخشد و كاري كند كه نام سنگين «سازمان ملي» برازنده اين تشكيلات پرهزينه و كم بخار كشور شود.
تلويزيون بهتر است!
يكي از انتقاداتي كه توسط رسانه ها از رئيس جديد سازمان ملي جوانان مطرح شد، عدم گفت وگوي وي با خبرنگاران پس از 5 ماه از قبول اين مسئوليت بود.
حاج علي اكبري دراين مدت در باره برنامه هاي خود، وضعيت آينده سازمان، معضلات و گرفتاري فعلي، اصلاح ساختارهاي اين بخش دولتي و يا هر سوژه ديگري با رسانه ها صحبت كند.
هرچند اخلاق خوش و گرم و نرم وي در رد درخواست مصاحبه ها مانع از اين شده كه اين مسئله جايي منعكس شود اما اين وضعيت با توجه به عدم اعلام هرگونه برنامه اي از سوي اين سازمان براي جوانان، موجب نگراني هايي مي شود!
در عوض حاج علي اكبري، يكي از چهره هايي است كه تقريباً هر شب مي توان او را در يكي از برنامه هاي تلويزيوني و در حال صحبت در خصوص يك موضوع ديني و مذهبي يافت. صحبت هايي كه انصافاً تودل برو و دلنشين است،اما هر چه كه هست ارتباط كمتري باحوزه مديريت وي در اين سازمان دارد.
موبايل رئيس سازمان ملي جوانان تقريباً در تمام ساعات روز خاموش است و گهگاهي هم اگر روشن مي شود، در وضع number busy به سر مي برد و مجدداً خاموش مي شود.
حاج آقا سلام!
بالاخره تلاش خبرنگار نسل سوم براي تماس با حاج آقا حاج علي اكبري به نتيجه مي رسد و در يك فرصت خيلي كوتاه، وي را شكار مي كند.
حاج علي اكبري با همان لحن هميشگي اش به ابراز محبت مي پردازد . از او در مورد سازمان ملي جوانان مي پرسيم، مي گويد حالا وقتش نيست، بعداً مصاحبه خواهم كرد!
مي پرسيم 5 ماه از مسئوليت تان گذشته، 4 ماه پيش هم گفتيد بعداً، اين بعداً كي مي رسد؟ مي خندد و مي گويد خبرتان مي كنم.
از او در مورد گفت وگوهاي تلويزيوني اش مي پرسيم و مي گويم ظاهراً اكثر وقت تان را تلويزيون هستيد!، مي گويد نه بابا همه اين ها قديمي هستند و مال الان نيستند و... تلفن قطع مي شود و در تماس بعدي مان مي شنويم كه «دستگاه مشترك موردنظر خاموش است».
استعفا بي استعفا
در طي روزهايي كه از تشكيل دولت نهم گذشته، تنها اخباري كه از سازمان ملي جوانان به بيرون منتشر شده خبر برخي انتصاب هاي جديد در اين سازمان بوده و البته آخرين خبر هم خبر استعفاي حاج علي اكبري از سمت رياست اين سازمان بود!
و البته متعاقب آن مخالفت دكتر احمدي نژاد با اين درخواست و ارسال اين پيام از سوي رئيس جمهور كه استعفا بي استعفا!
شكي نيست كه با توجه به روند جديد و تحول گرايانه اي كه در سطح كشور توسط اصولگرايان اصلاح طلب ايجاد شده، سازمان ملي جوانان مي تواند نقش كليدي مقتدرانه اي را ايفا كند. شكي نيست كه با وجود نخبگان و مغزهاي منحصر به فرد در بين جوانان ايراني، سازمان ملي مي تواند به عنوان نخستين مرجع شناسايي، ساماندهي و به جريان در آوردن اين بخش خلاق مطرح شود. شكي نيست كه با توجه به نياز بخش هاي مختلف دولت و صنعت به ايده ها و نگاه هاي به روز و مدرن، سازمان ملي مي تواند به قوي ترين بال دولت و تزريق كننده استعدادهاي نوين تبديل شود...

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۳:۳٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٢٥ دی ۱۳۸٤