پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

سازمان سایه و دولت آفتاب

حدود یکسال و نیم از مقاله روشنگرانه من در رابطه با سازمان سایه (بخوانید ملی) جوانان نمی گذرد که آفتاب دولت احمدی نژاد بر تاریکخانه آنان که با حیثیت جوانان ایرانی بازی کردند تابیدن گرفته است. خبرها کوتاه و خلاصه است!
رئیس هیئت تحقیق و تفحص از سازمان ملی جوانان:
-همایش تشکل های غیردولتی در دانشگاه ایران، 800 میلیون تومان بودجه داشته است که به حساب اعضای اصلی آن واریز شده است، در حالیکه یکی از اعضای اصلی آن فرزند رحیم عبادی، رئیس این سازمان بوده است!
-در جریان این تحقیق و تفحص با تخلفات عجیب و بهت آوری مواجه شده ایم!
-قسمت قابل توجهی از تشکل های استانی و تهرانی وجود خارجی ندارند!
-رقم قابل توجهی از تشکل ها اعتبار و مجوز خود را در یک روز دریافت کرده اند و در همان روز هم تشکیل شده اند!
-متاسفانه این سازمان پایان نامه های دانشجویی را به عنوان پژوهشهای انجام شده توسط سازمان بهره برداری کرده و با ضبط این پایان نامه ها، اعتبار دریافت کرده است! به علاوه به طور متعدد برای تحقیق و پژوهشهای تکراری درخواست اعتبار داشته اند!!!
آخرین خبر هم اینکه رئیس کنونی سازمان ملی جوانان آقای حاج علی اکبری دستور توقیف موقت اموال این سازمان را در مراکز استان و شهرستان ها داده تا پس از تجدید ساختار این مراکز، بازگشوده شوند.

شش ماه پس از مقاله من بود که  یکی از خبرنگاران همشهری با مقاله ای طوفانی نوری دیگر را بر این تاریکخانه تابیده بود که با عکس العمل شتابزده مدیران آن زمان این سازمان مواجه شد، جوابیه ای که به دروغ در آن قید شده بود که ما پاسخ آقای پیروی را داده ایم! در حالیکه تا این تاریخ هنوز به من پاسخی واصل نشده است! و از این دروغ بدتر اینکه گناه مشکلات شمرده شده توسط من را به گردن مدیریت قبل از خود انداخته بودند. هر چند که خبرنگار همشهری در پایین جوابیه آنان، جواب این دلیل بچگانه آنان را داده بود ولی بهتر است بدانید که جناب رحیم عبادی، پس از مطلع شدن از وضعیت استان مازندران بجای رسیدگی به آن و توبیخ خاطی یعنی مهدی رضایی (نماینده سازمان در مازندران)، بالعکس وی را از ساری به تهران منتقل و در پست بهتری در سازمان گمارد. یعنی آخر شایسته سالاری در دولت خاتمی!

هر چند من و دوستانم را امثال رحیم عبادی، مهدی رضایی و جواد قدمی نسبت به نظام مدیریتی ایران بدبین نمودند تا جایی که حتی در انتخابات هم شرکت نکردیم و تبدیل شدیم به موجوداتی نباتی! که تنها نفس می کشند و بی حرکت جریانات روز را دنبال می کنند. اما امیدوارم نظام مدیریتی جدید ایران خارج از دعواهای بین جناحی، دیگر چنین کارگزارانی را به خدمت نگیرد. باشد که جوانان بعد از ما نور شباب خود را در چنین تاریکخانه هایی از دست ندهند. از ما که گذشت، ولی آیندگان را دریابید.....

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۸:٢۱ ‎ب.ظ روز جمعه ٦ آبان ۱۳۸٤