پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

حق ضروری یا حق مسلم؟ مسئله این است.

باب اول: رسانه های داخلی و خارجی از بس که راجع به بحران هسته ای ایران صحبت کرده اند، دیگر دارد حالم بهم می خورد. مصاحبه پشت مصاحبه، گزارش پشت گزارش و سوژه پشت سوژه!!! ما که دستمان به جایی بند نیست و حرفمان به جایی نمی رسد. صاحب امتیاز هیچ رسانه ای هم نیستیم و همین جوجه رسانه که وبلاگمان باشد بیشتر نداریم. ولی چون می دونم ده ها سال دیگر، که مردمان حاضر + خودم! مرده اند.  آیندگان همین وبلاگمان را بیشتر می خوانند  و کلی رویش بحث و تبادل نظر می شود. گفتیم حالا که حرفمان را حاضرین در عصر کنونی نمی شنوند، حداقل بنویسیم که آیندگان بدانند. راستش..... در این مصاحبه ها همش می گویند: انرژی هسته ای حق مسلم ایران است. منم خواستم بگم که: انرژی هسته ای حق مسلم ایران است! فقط قبلش بد نیست یک کمی هم به حقوق اولیه و ضروری برسیم بعدش به حقوق مسلم!!! راستی شما که در آینده زندگی می کنید آخرش به حقوق اولیه رسیدین یا حقوق مسلم؟؟؟ کسی نیست جواب بده؟ الو آینده... چرا گوشی را برنمی دارین؟
این یارو اپراتوره همش میگه: خط آینده قطع شده است، فقط می توانید با گذشته تماس بگیرید...

باب دوم: من نمی دونم چرا هر چی مسابقه، انتخابات و کوفت و زهرمار دیگه در این اینترنت برگزار می شود. یکی باید موش بدواند و اهداف شخصی و گروهی اش را جلو ببرد. نمونه آخرش هم انتخابات بهترینها و بدترینهای زنان در رسانه های فارسی زبان به انتخاب تعدادی از "وبلاگ نویسان" بود که کاملا مشخص بود کار این گروههای ورشکسته چپ داخل کشور است ( همونا که در انتخابات گذشته اول از آقای هاشمی رفسنجانی بد می گفتند و ظرف بیست و چهار ساعت که کاندیدایشان کله پا شد با یک چرخش مسخره از ایشان حمایت کردند ) هر چند که فهمیده اند دوره عمرشان این بار نه برای یک دوره چند ساله که دیگر برای ابد در تاریخ ایران تمام شده است اما هنوز کارهای جالب ناکی!!! می کنند. نمونه اش همین انتخاب بهترین و بدترین زنان بود. جالب اینجا است که برای خالی نبودن عریضه دو سه تا نخود و لوبیا هم بین انتخاب شدگان گذاشته اند که کسی بهشون شک هم نبرد که قضیه بودار است.

باب سوم: تا حالا دقت کردین که هر چی طوفان در امریکا می آید، نام های زنانه دارند. مثل همین چند تا آخری که اسمشان کاترینا یا ریتا یا اوفلیا هست. البته من فمینیست مِمِنیست! نیستم و گزک هم دست این طایفه نمی خوام بدم ولی برام جالبه که در غرب هم بدشون نمی آید که سر به سر خانمها بگذارند. جدا کسی می داند که علتش چی هست؟ فرداست که یک "NGO" زنانه تاسیس شود و گیر به این قضیه بدهد!!!
از دید خوشبینانه شاید چون کره زمین و طبیعت را مادر موجودات زنده روی آن می دانند، بالطبع هر وقت هم که زمین قهر می کند و اوضاع را بهم می ریزد، انسانها خشم مادرشان را با نام های مونث می نامند.
مثلا همین چند سال پیش ما یک طوفان فروغ! داشتیم که البته به خیر گذشت و فقط چون با دختر مردم و غریبه پشت تلفن یک کمی راحت صحبت کرده بودیم و بعضی ها شنیده بودند. این طوفان به سر ما نازل شد.
البته طبق معمول باید بگم: لازم به تذکر است که آن دسته موجودات شرور و خبیث باز فکرهای بد بد نکنند که عذاب الهی غیبت کردن را بهتون یادآوری می کنم. آقا... اون دنیا زبون هر چی آدم غیبت کننده هستش را می گیرند و ...

باب چهارم: هر کی که گفته عکس بالای وبلاگم با اون کلمه فرهادش لوس و خنک هست، خودش لوسه...

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٦:٤٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ۱۳۸٤