پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

جبهه دموکراسی و حقوق بشر!

باب اول: در روزهای گذشته اخباری مبنی بر گفتگو و مذاکراتی مابین مدعیان اصلاحات و نیروهای ناسیونالیست به گوش می رسد که برای من یکی خیلی جذاب و جالب بوده است. چرا که برعکس روال معمول که قبل از هر انتخاباتی، هر فرد پس از بررسی سوابق و عملکرد یک کاندیدا و یا حزب و پس از تشخیص اینکه اعمال گذشته او مثبت و قابل تایید بوده است سپس مطالبات خود را از وی مطرح می نماید. بطرز جالب انگیز ناکی! ( کلمه از این جالبتر ) بزرگان ملی و معاصر ما یعنی آقایان ابراهیم یزدی، محمد توسلی، عزت الله سحابی و حبیب الله پیمان احتمالا به کارکردها و سوابق مدعیان اصلاحات رای مثبت داده و حال ضمن رایزنی با آنان، علاقمند به شرکت در جبهه دموکراسی و حقوق بشر ( جانم! یادش بخیر عبارت قبلی اش که "جبهه مشارکت" بود و آخرش حزب شد و هشت سال همه را بازی داد ) شده اند. یکی نیست بگوید مگر آدم با کاندیدای یک انتخابات هم مذاکره می کند. خوب از قبل معلوم است که هر چی از او بخواهید، نه نمی گوید. ولی مگر از یک تدارکاتچی که قبلا هم یکبار حساب پس داده است و همه چیزش تابلو است، شما چطور و چقدر انتظار دارید؟
بر و بچ حزب توده هم که جلوتر از اندیشمندان ملی ما، اعلامیه حمایت خود از جبهه دموکراسی و حقوق بشر و سردمدار آن یعنی کاندیدای محترم دکتر معین را در سایت خود اعلام نموده اند. که البته من چون شناخت زیادی از این گروه ندارم، علت حمایت آنان را نمی دانم. و دکتر ابراهیم یزدی بهتر می داند!
و البته احتمال اینکه این دانشجوهای شیطون بلا ( دفتر تحکیم وحدت ) هم به تاسی از اندیشمندان ملی ما از جبهه مشارکت... ببخشید... از جبهه دموکراسی حمایت بنمایند و قضیه رفراندوم و تحریم انتخابات هم که دیگر نخ نما شده!!! و انشاءالله همچون دوم خرداد 1376 امت همیشه در صحنه بصورت پرشور در کنار صندوق های رای حاضر خواهند شد. در هرحال ملت بزرگوار ایران امیدوارم هشت سال آینده هم همچون هشت سال گذشته بازی های سیاسی به شما خوش بگذرد.
من قدیمها فکر می کردم دکتر ابراهیم یزدی از روبرو هیچ شباهتی به دکتر مصدق و مهندس بازرگان ندارد، حالا مطمئن شدم از پشت سر هم هیچ شباهتی ندارد!!! این انعطاف پذیری اش دیگر من یکی را کشته.
از همفکران گذشته و دوستان جدیدشان هم خواهشمندم... فحشی... چیزی... دارند خجالت نکشند و در همین کامنت دونی پایین ما بنویسند که انشاالله شاید منهم رنگ عوض کنم و تا 27 خرداد دست از رای ندادن بکشم.
اگر در مطلب پایینم از هیجده سال پیش و دفتر خاطرات جوانی ام برای آیندگان که شما باشید نوشتم. حال هم برای هیجده سال آینده و آیندگان از دوران بلوغم می نویسم:
من دیشب دوباره یک رطیل اندازه کف دستم را کشتم و هنوز هم، همه با شکم گرسنه و در چادر خوابیده اند. فقط ایندفعه منهم گرسنه هستم و خواب آلود...

باب دوم: البته از دوستانی هم که مانند من علاقمند به بازی های سیاسی نیستند و خواهان تحول و بهبود شرایط جامعه ایرانی و رعایت اصول انسانی و حق آزادی بیان و عقیده می باشند. می توانند در این حرکت انسانی شرکت نمایند.

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۱۱:۳۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٥ خرداد ۱۳۸٤