پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

رئیس جمهور احمدی نژاد

این مقاله در رابطه با رشته تحقیقات بازار و بازاریابی است و لطفا برداشت سیاسی یا خبری نفرمایید. چون برای دوستان و فعالان سیاسی به شدت مبهم می باشد. و منهم که اصلا در انتخابات شرکت نمی کنم و رای هم نمی دهم و این بحث تنها یک بحث بین چند نفر هم رشته کاری است. و از این جور موقعیت ها کم گیر امثال ما می آید که اختلاط نظر داشته باشیم، مخصوصا برای من که کنار گود نشسته ام و به اینها می گویم لنگش کن.

خوب می بینم که بروبچ مشاور در ستاد دکتر قالیباف، سنگر دیگری را هم فتح کردند، البته همانطور که باید خودشون هم بدونند پیروزی بر ستاد آقای رفسنجانی در نظرسنجی ها و رتبه نخست را آوردن آنهم در تبلیغات اولیه با همه مهم بودنش ولی هنوز یک جای کارش می لنگد، اینکه چرا اهداف اطلاع رسانی شما بیشتر در پی بی اثر کردن ستادهای دکتر معین است، شما دیگر چرا گول تحلیل های سیاسی را می خورید. ستاد دکتر معین از حالا بازنده بودن خود را می دانند و تنها نقش بازی خراب کن را بعهده دارند تا داشتن چهره یک رقیب قدر. حتی اگر فشاری هم برای بی اثر کردن فعالیت های شما از طرف آنان باشد، شما که نباید عکس العمل های بدون برنامه داشته باشید. همانطور که خودتان هم بهتر می دانید ستاد دکتر معین حتی چیزی به نام تبلیغات هم درونش وجود ندارد که من بخواهم حتی دراینجا راجع به آن صحبتی داشته باشم و از طرفی در مبحث سیاسی هم که اوضاعشان بسیار بهم ریخته است و مورد هجوم و واکنشهای طوفانی تحریم کنندگان انتخابات قرار دارند. در هر حال امیدوارم تبلیغات میاندوره ای شما ضمن حفظ موقعیت فعلی با توجه به اول بودن در نظرسنجی ها و شکست ستاد آقای هاشمی که تا هفته آینده، کل خلایق هم از آن آگاه خواهند شد و همه رقبا بر روی شما زوم خواهند نمود، به سوی نشانه گیری بر روی رقیب دیگر یعنی ستاد رئیس جمهور احمدی نژاد ( می گویم رئیس جمهور چون کنار گود نشسته ام و از شماها بعضی چیزها را بهتر می بینم ) باشد و در کنار آن، جذب افکار بالقوه باشد. در بخش اعتماد سازی هم که تا حد بالایی موفق شده اید که ثمره آن حتی در بخش رقابت با رقبا هم خود را نشان داده است. پس بهتر است تا دیر نشده بخش برآورده سازی نیازهای مخاطبان را شروع کنید و در تبلیغات ثانویه و بخش رقابت نهایی با رقبا هم که مطمئنا بدون یک موج تبلیغاتی تسونامی نخواهید توانست از سد ستاد رئیس جمهور احمدی نژاد بگذرید. پس از حالا به فکر باشید.

از سوی دیگر من در تعجب بسیار شدیدی بسر می برم که چگونه در حالیکه دکتر لاریجانی با قاطعیت و فعالیت بالای شخصی خود رقابت با کاندیداهای دیگر را به پیش می برد، چرا ستاد تبلیغاتی و مشاوران ایشان هیچ نوع حرکت همراه با راندمان و حتی بدون راندمان! را هم شروع نکرده اند. چیزی همچون از دیگاه فعالین سیاسی حرکت با چراغ خاموش را تداعی می کند. که البته فعالیت ایشان به چنین موردی هم شباهت ندارد. آدم احساس می کند که یک نفر به تنهایی و بدون هیچ پشتیبانی به خوبی در حال رقابت با یک لشکر کاندیدا و طرفدارانشان هست و چقدر جالب که موقعیت خود را هم از دست نمی دهد و یک تنه یک سنگر گروهی را حفظ نموده، آنهم در گستره یک کشور پهناور. در هر حال ضمن تبریک به دکتر لاریجانی که چنین قاطعانه و بدون واهمه شخصا هم مشاور و هم مجری تبلیغات خودش است و فعالیت های تبلیغاتی خود را به نحو خوبی جلو می برد. امیدوارم در روزهای آخر و تبلیغات ثانویه، ستاد ایشان انسجام لازمه را بیابد و بتواند در مقابل طوفان ستاد دکتر قالیباف صحنه نهایی را واگذار نکند. چون در روزهای آخر که همه چیز شفاف خواهد شد حتی کوچکترین عضو ستاد آقای دکتر قالیباف هم تنها نام دکتر لاریجانی را بر زبان خواهد آورد. و در مقابل وی صف آرایی خواهند کرد.

در ارتباط با ستادهای تبلیغاتی سایر کاندیداها هم، من چیزی به نام ستاد تبلیغاتی نمی بینم که بخواهم راجع بهش نظر بدهم! و انگار همان قضیه چاپ پوستر و تراکت و چسباندن به درودیوار و بعدشم بریم منزل بخوابیم تا فردا باز پوستر بچسبانیم، هست. البته ستاد آقای هاشمی خیلی حیف شد که شیوه های نامناسبی به نظر من در این برهه انتخاب کرد، هر چند که زیاد مقصر نیستند و ارائه طرح و برنامه برای فعالیت های تبلیغاتی این ستاد فوق العاده پیچیده و زمان بر بوده است که با وضعیتی که آقای هاشمی کاندیدا شدند و تا آخرین دقایق نامزدی ایشان مشخص نبود، حتی برای من مارمولک هم با همراهی یک تیم از کارشناسان جامعه شناسی، روابط عمومی و روانشناسی، فکر نکنم عرضه طراحی آن را داشتیم. هر چند که بخش هایی از پروژه تبلیغات انتخاباتی من هماهنگی خوبی با وضعیت ایشان داشت، ولی فکر کنم اگر باهاشون قرارداد کاری می بستم چه بسا برای اولین بار در یک تبلیغات انتخاباتی شکست می خوردم و با این طرح های تبلیغاتی عجیب و غریبی که همیشه می دهم، آخر کار برای آبروریزی هایم گردنم را هم ایشان قطع می کرد.

پیش خودمون هم بماند که این وسط فقط دلم برای ستاد دکتر معین می سوزد که بدجوری قافیه را باختند و چه بسا اگر از چیزی به نام موج تبلیغاتی سردرمی آوردند، بعید نبود یک دوم خرداد دیگر را رقم بزنند. آخر حلقه زدن دور بنای میدان آزادی هم شد تبلیغات، نه که خیلی صدا و سیما هم آن را پخش می کند! عزیز دل برادر این جور گردهم آیی ها مال روزهای آخر و فشارهای نهایی است. رک و پوست کنده بگویم در پایتخت برای شما تره هم خرد نمی کنند. استان ها را دریابید شاید فرجی بشود.

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٦:۳۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ خرداد ۱۳۸٤