پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

کلمه ایران، یک کلمه تبلیغاتی نیست بلکه نام یک کشور است!

باب اول: درحالی این مطلب را می نویسم که ساعت ده شب به وقت ایران است و مردم از شوق پیروزی تیم ملی فوتبال در مقابل یکی از تیم های برتر آسیا (ژاپن) در خیابان ها مشغول شادی و پایکوبی هستند. مردمی که تنها بدنبال پیدا کردن لحظاتی برای شادی گروهی و دسته جمعی لحظه شماری می کنند و از هر فرصتی حتی اندک بهره می برند. خوب... بد نیست... تازه خیلی خوب هم هست. بماند که تا رسیدن به جام جهانی هنوز بازی های فراوانی در مقابل تیم ملی ایران است.
نکته های زیر تنها نظرات شخصی من است و بس:

کشور بحرین در گذشته نه چندان دور، بخشی تفکیک ناپذیر از کشور ایران بوده است و توسط انگلیسی ها و در زمان سلطنت محمدرضا پهلوی و طی یک سری بازی های سیاسی از کشور ایران جدا شده است. و متاسفانه به دلیل جوانی و ناپختگی شاه ایران در آن دوران، این حرکت استعمارگران در جهت تضعیف کشور ایران به نتیجه شوم خود رسید. و منطقه بحرین از تمامیت ارضی ما جدا گشت.
بگذریم... فقط خواستم بگویم از نظر من وقتی تیم ملی در مقابل تیم بحرین که یکی از استان های ما محسوب می شود، با نتیجه فضاحت باری در گذشته می بازد و یا در سال گذشته تن به تساوی حقارت باری می دهد. برای من حتی دریافت کاپ جام جهانی فوتبال هم این سرشکستگی ملی را نمی تواند جبران نماید.
از نظر من تیم ملی ایران تا زمان پوزش تک تک بازیکنان بی غیرتش که در این دو بازی در میدان بوده اند باید منحل بشود. هیچ خوشم هم نمیاد که کسی بیاید کامنت بگذارد که مسئولیت آن شکست تاریخی با مسئولین فدراسیون یا مملکتی بوده است. چرا که این بازیکنان تیم ملی ایران هستند که نباید از خود بی غیرتی نشان می دادند  و حتی به نظر بعضی ها بصورت صوری به یک تیم ایرانیان خائن به این آب و خاک می باختند.

باب دوم: من علاقه خاصی به آقای علی دائی دارم اما از ایشان خواهش می کنم به این نکته توجه کنند که اولین بازیکنی هستند که مردم حتی در سایت اورکات گروهی را به نام آنتی علی دائی برای ایشان درست کرده اند! علی جان، تنفر مردم از افتخار بیشترین گل زده ملی بالاتر است. پس لطفا نگذار سابقه ات بیش از این خدشه دار شود. لطفا هم اعلام بازنشستگی بکن و هم پوزش از اشتباهات گذشته

باب سوم: از مسئولین وزارت محترم خارجه خواهشمندم بجای اینقدر در بوق کردن! و استفاده تبلیغاتی از قضیه خلیج همیشه فارس که توسط خود مردم به نتیجه رسید و دولت انگلیس ( کشورهای حاشیه خلیج فارس عددی نیستند که بخواهد اسمشان در کنار انگلیس، اینجا نوشته شود) پوزه اش به خاک مالیده شد. کمی هم به مسئله جزایر سه گانه مورد اختلاف با امارات بپردازند و این مسئله را فیصله دهند. اصلا معنی ندارد چنین امری تا این حد کش و قوس پیدا نماید. سال گذشته (1382) در مورد قضیه خلیج همیشه فارس، بسیاری از وبلاگ نویسان و سایر گروههای اجتماعی و غیردولتی تذکر داده بودند که با عدم پیگیری مسئولین مربوطه، توسط خود مردم و طی یک حرکت خودجوش ملی درس بزرگی به عرب ها داده شد. حال اینقدر فس و فس کنید تا مردم دوباره خودشان به صحنه بیایند و فقط شماها باز استفاده تبلیغاتی آن را بخواهید ببرید. از نظر من این کار خیلی زشت است.

باب چهارم: من نمی دانم چه کسی این کلیپ را در جهت اقدام متقابل به حرکت مسخره خبرگزاری الجزیره در سال گذشته ساخته است. من فقط می دانم که این کار، وظیفه خبرگزاری های ایران بود که جواب این خبرگزاری وابسته به استعمار انگلیس را می دادند. نه مردم کوچه و بازار. راستش تازه دارم معنای کلمه مردم همیشه در صحنه را بیشتر می فهمم.

باب پنجم: یکی از دوستانم که وبلاگ ندارد و ساکن در داخل کشور است، از من خواست این مطلب را در وبلاگم اضافه کنم:
صدا و سیمای ایران خیلی خوب است، فقط به شرطی که در زمان مقرر برای پخش اخبار روزانه و شبانه، اینقدر بجای پخش اخبار دست به تحلیل اخبار نزند و تحلیل آن را به عهده مردم بگذارد. این کار یعنی عدم درک شعور مردم.

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٥:۳۱ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ فروردین ۱۳۸٤