پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

فيلترينگ ! نه

باب دوم: چند روز پس از درج مقاله من که چه عرض کنم بقول دوستان رنجنامه من در سایت خبرنامه گویا، نامه های بسیاری از فعالین سازمان های غیردولتی و سایر عزیزان مرتبط با این امور برایم رسید که دربرگیرنده زوایای گوناگونی از این موضوع بود. اما نامه زیر که با سبک و سیاق متفاوت با سایر نامه ها اما با نوعی لحن محترمانه، صمیمی و البته گزنده نگاشته شده بود توجهم را خیلی جلب نمود آنچنانکه با توجه به محتوی عمومی آن بی دلیل نیافتم که در این جا مطرحش نمایم و پاسخگوی ابهامات بوجود آمده برای این دوست عزیز باشم. نامه ایشان به این شرح بود:

با سلام به دوست بی نام و نشان شمالی،
مقاله شما را در گویا خواندم، دوست عزیز بعنوان کسی که از فعالین سازمان های غیردولتی هستم، نکاتی را یادآور می شوم.
1- هدف اصلی از تشکیل سازمان غیردولتی استقلال مالی است، اگر قرار باشد از دولت کمک مالی بگیرد دیگر سازمان غیردولتی نیست.
2- کل بودجه سازمان صد میلیون نیست که تنها صد میلیون برای کمک به شما به نمایندگی مازندران بیاید. اغراق هم اندازه دارد.
3- ما جوانانی داریم که با همت خودشان، پروژه های کلان را به انجام رساندند و دست نیاز جلوی دولت دراز نکردند.
4- با توجه به عرایض خودتان، و موارد اتهامی به شما و ندادن اعتبارنامه، به نظر می رسد فعالیت شما مشکل داشته، چرا که اگر تمام نمایندگی های سازمان در ایران را بگردید هیچکس با مشکل ندادن اعتبار نامه روبرو نیست، مگر که مشکل فعالیت یا اساسنامه داشته باشد.
ای کاش اینترنت جایی برای تصفیه حساب شخصی نبود.
مستانه ایرانی -تهران

با سلام به خانم مستانه ایرانی که بعید می دانم نام شما برعکس نام من که در زیر مقاله ام آورده شده است حقیقی باشد، لفظ دوست بی نام و نشان شمالی که فرمودید چگونه جایز است در حالیکه اسم من و آدرس ایمیل من در زیر مقاله دقیقا قید گردیده است. و می توانستید مرا با همان نام خطاب کنید.
1- دولت ایران در قانون برنامه سوم توسعه، بودجه سالانه و دیگر مصوبات قانونی، گسترش تشکل های غیردولتی و تقویت جایگاه آنان را مورد تایید و حمایت قرار داده است. حمایت از این تشکل ها به منزله "دولتی شدن" آنها نیست بلکه دولت درصدد ساماندهی آنهاست. بنابراین یکی از نقش های سازمان ملی جوانان در این مقوله حمایت های مالی و تسهیلاتی از تشکل های غیردولتی نظیر اعطای کمکها، دادن یارانه های مناسب و..... می باشد.
مطلب بالا از طرف من نیست بلکه در اسناد داخلی و انتشارات این سازمان با ادبیات مختلف بارها منعکس گردیده است و من جهت اطلاع شما آن را اینجا نوشتم. بطور مثال یکی از منابع آن:
کتابچه معرفی تشکل های غیردولتی جوانان -سازمان ملی جوانان -تهران -انتشارات نسل سوم -1380 -شماره بین المللی کتاب: ISBN 964-7625-00-6
البته لازم به اضافه نمودن است که "استقلال مالی" جزو اهداف و موضوعات اصلی سازمان های غیردولتی است و هیچ ربطی به حمایت ها و کمک های مالی ندارد و تشکل متبوع بنده نیز بدنبال این موضوع بوده است. پس بهتر است حاشیه نروید، شعار ندهید و اصل مطلب را در نظر داشته باشید.
2- رقم اعلام شده صد میلیون تومان از سوی شما بسیار عجیب و از دروغ هم یک کوچه آن طرفتر است!!! چرا که با کمی تورق نشریات و بررسی رسانه های عمومی مطلع خواهید شد که تنها بودجه امسال این سازمان مبلغ ناچیز دوازده میلیارد تومان می باشد!
3- بند سوم نامه شما نیز لحن شعارگونه دارد و شفاف نیست. پس جوابی بر آن جز شعار دادن از سوی ما نمی رود که شرمنده و معذورم از این امر. شاید نیز جوانان ذکر شده توسط شما همان بند چهارم بخشی از گزارش فعالیت های ما می باشد. که در زیر می آورم:
( همکاري در بخش آسيب هاي اجتماعي با سازمان بهزيستي استان مازندران در پيشنهاد، طراحي، و بهينه سازي تبليغات پروژه صداي مشاور که به گواه مديريت مربوطه حجم مراجعان صداي مشاور از حدود هفت هزار نفر در سال 79 به بيش از هفتاد هزار نفر در سال 80 بالغ گرديده است. )
4- تا سال 1381 نمایندگی سازمان ملی جوانان هیچگونه مشکل و برخوردی با ما نداشته و پس از اعتراض ما به وضع موجود، شروع به تصفیه حساب های شخصی به زعم شما نمودند. از سوی دیگر جهت اطلاع شما عرض نمایم که تا تابستان سال 1381 از حدود هشتاد تشکل  فعال در مازندران تنها به هفت تشکل اعتبارنامه داده شده بود که پس از تلاش ما و سایر تشکل ها در تابستان هشتاد و یک، این کارشناسان سازمان در تهران بودند که اعتبارنامه بخشی از این هشتاد تشکل را توانستند مهیا سازند. و نمایندگی جز کارشکنی حتی در انجام وظایف آنان نیز دریغ ننمود که جای بحث و جدل آن نیز در خود سازمان است نه اینجا. در ارتباط با موارد اتهامی که نیز فرمودید نه اینجانب و نه اعضای تشکل من هیچکدام سابقه کیفری و جزایی در محاکم ایران را نداشته ایم و جای بسی تعجب است چگونه شما که خود از فعالین در امور سازمان های غیردولتی هستید، هنوز نمی دانید که این گونه سازمان ها را افراد با وجهه و مقبولیت اجتماعی اداره می نمایند. از طرفی ذکر کلمه "تمام نمایندگی های سازمان" بیش از حد اغراق آمیز است چون بویژه پس از درج مقاله من در سایت گویا بتازگی فهمیده ام که استان های دیگر نیز حال و روز بهتری از مازندران نداشته اند و بهتر است برای تصحیح اشتباه خود همچنین سری به بخش تشکل های جوانان سایت سازمان ملی جوانان بزنید تا با دیدن عبارت "هیچ دیتایی پیدا نمی شود" و یا دیدن چند آدرس معدود از تشکل ها بر کذب بودن این ادعای خود مطلع گردید. همچنین لیست هشتاد سازمان غیردولتی جوانان مازندرانی نیز که تا سال 1381 اعتبارنامه دریافت نکرده بودند نیز فراهم است که بر این موضوع صحه بگذارند.
در پایان تنها به این امر بسنده می نمایم، خانم مستانه ایرانی ضمن تشکر مجدد از توجهی که به من و مقاله من نشان دادید، امیدوارم ذکر کلیه موارد بالا که با دلیل و مدرک قید شده است، ابهام شما را نسبت به این قضیه برطرف نماید. و استدعا دارم اگر کلمه ای یا عبارتی را نانجیب یافتید، مرا ببخشایید. باز هم ممنون از توجه شما و هرکجا که هستید موفق و پیروز باشید.

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٥:٠٥ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ خرداد ۱۳۸۳