پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

پسر پسر قند عسل!

باب اول: جستجوی پسر
به نظر شما چند تا پسر در دنیا زندگی می کنند و چند تا پسر بر روی شبکه اینترنت ؟
من فقط می دانم که اولین نفر آنها، خودم هستم!

باب دوم: پروژه کچل کردن دخترها!
چند روز پیش با یکی از دوستان در حالیکه از خستگی و خواب آلودگی کار بر روی یک پروژه تبلیغاتی برای یک شرکت تجاری به هم تکیه داده بودیم و روی فرش ولو شده بودیم، دوستم گفت: فرهاد تو این اعلامیه مبارزه با قوانین زن ستیزانه را امضاء کردی یا نه؟
منهم با بیحالی و خستگی جواب دادم: نه هنوز به پستم نخورده اند تا ببینم باید چیکار کنم و راجع به آن حتی فکر هم نکرده ام.
او کمی فکر کرد و گفت: این زنها هم بلد نیستند چطوری برای حقوقشان مبارزه بکنند. اینها بهتر است بجای امضا جمع کردن، از فردا صبح همشان بطور مثال سرهایشان را کچل کنند و در مجامع عمومی حاضر شوند. اینطوری کارشان نمود بیشتری دارد و طرفداران بیشتری پیدا می کنند. چه بسا کچلی زنان مد بشود و اینها هم به مقصودشان سریعتر برسند.
گفتم: کور خوانده ای اگر می خواهی با این ترفند زنان را کچل بکنی، به غیر از دوران مصر باستان که کچلی زنان مد بود در سایر دوران تاریخ این زنها بودند که دست از سر مردها برنداشته و آنها را کچل کرده اند!

باب سوم: داستان دختر و پسر جعبه مداد رنگی
( الهام گرفته از یک عکس خاک خورده قدیمی )

پسر نارنجی به دختر آبی گفت: بیا تو هم نارنجی باش
دختر آبی با خنده گفت: من نارنجی نمی شوم ولی تو بیا و آبی باش
پسر اخم کرد و گفت: نه!
چند سال گذشت و با اینکه ظاهر پسر نارنجی ماند ولی رنگ قلبش آبی شده بود. اما رنگ قلب دختر از نفرت امتناع پسر به سیاهی متمایل شد. و هیچ کدام از قلب یکدیگر خبر نداشتند.
صاحب جعبه مداد رنگی وقتی خواست نقاشی بکشد، متوجه شد مداد نارنجی اش، نقش ها را به رنگ آبی می کشد. با مداد تراش آن را تراشید اما مغز مداد، نارنجی نشد که نشد. مداد نارنجی تا انتها در مدادتراش خورده شد و چیزی از آن بر جای نماند. صاحب جعبه از نارنجی منصرف شد و گفت: اصلا همین رنگ آبی که مداد نارنجی ام الآن کشید قشنگ بود. اما افسوس که رنگ مداد آبی هم به سیاه تبدیل شده بود، از شدت عصبانیت آن را هم شکست و در سطل آشغال انداخت و زیر لب گفت: اصلا سیاهی را عشق است!

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳۸٦