پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

قاضورات پیشرفته

باب اول: از نشانه های تکنولوژی رو به رشد در کشور ما، یکی هم ثبت نام در سایت های بزرگ دنیاست که نام کشور ایران را معلوم نیست روی چه دلیلی از فهرست کشورهای خود خارج نموده اند و کلا ایران جزو قاضورات پیشرفته! محسوب گردیده. بدینوسیله از کلیه متولیان مرتبط با فن آوری اطلاعات در ایران کمال سپاسگذاری را بابت این مهم دارم که حتی کشورهایی همچون یمن، اردن هاشمی، عراق، افغانستان، فیلیپین، اندونزی و بحرین هنوز به سطح تکنولوژی ما نرسیده اند و همچنان نامشان در لیست سایت های بزرگ دنیا همچون یاهو و مایکروسافت است. با توجه به ف ی ل ت ر نمودن اخیر سایت بلاگر هم امید می رود که تکنولوژی ما پیشرفت بیشتری بکند و سایت گوگل هم که صاحب بلاگر است بخاطر توهین به نام و فعالیتش، کاربران ایرانی را از سایر خدماتی که ارائه می دهد، محروم سازد. علی الحساب که سایت گوگل در بخش جستجوهایش، نام ش ر ک ت م خ ا ب ر ا ت ایران را بخاطر دارا بودن کدهای مضر در محتوای سایتش خطرناک و مضر اعلام نموده است و کنار اسمش نوشته: "این وبگاه ممکن است به رایانه شما آسیب وارد نماید"
ما از این باب انشاء نتیجه می گیریم، کلمه "قاضورات" به معنای " گنده مافوق" است و  در حال حاضر ما قاضورات پیشرفته هستیم یعنی از کشور امریکا و ژاپن هم که تنها کشورهای مافوق پیشرفته دنیا هستند به اندازه یک پلقی جلوتر هستیم.

باب دوم: چند سال پیش من یک صفحه اینترنتی درست کرده بودم به نام قبرستان وبلاگها! و هر یک از دوستانم که دیگر وبلاگشان را آپ نمی کردند، آدرس وبلاگشان را به آن قبرستان منتقل می کردم. خلاصه امروز بر حسب اتفاق رفتیم آنجا یک فاتحه ای بخوانیم و یاد گذشتگان بکنیم که دیدم سایت میزبان قبرستانم یک آگهی اون بالا چسبانده که به فارسی در آن نوشته شده است: ایرانی نباشیم !!!!!!!
خلاصه آقا و خانومی هم که شما باشید، بنده کاملا شوکه شدم که ما همه جور خائن و بیشرف به آب و خاکمان در همه نوع لباسی را دیده ایم ولی اینجوریش را ندیده ایم که یکی بیاد بنویسه: ایرانی نباشیم. القصه تبلیغ مربوط به یک شرکت مهاجرتی بود که از داغی بازار مهاجرت ایرانیان به هر سوراخ و سمبه ای در هر کجای دنیا، چنین پیام تبلیغاتی را استفاده کرده بود. مضمونش هم در ارتباط با گرفتن تابعیت و پاسپورت کشور دومینکن در امریکای مرکزی بود البته با قیمت حدود یکصد و بیست میلیون تومان.
خلاصه از فکر خائن و بیشرف درآمدم و خیلی فکرم مشغول شد به اینکه یعنی ایرانی بودن من یکصد و بیست میلیون تومن بدهکاری روی دستم گذاشته و خبر نداشتم.

باب سوم: هنوز از درد عوض شدن دامنه پرشین بلاگ از دات کام به دات آی آر فارغ نشده ام و هفت سوراخم می سوزه. پس همه پرشین بلاگی ها با من تکرار کنند: ای سوزاننده سوزان ها و ای خنک کننده، خنک کننده ها. جان مادرت، پیج رنک گوگلمان را برگردان.

باب چهارم: نمی دونم شما هم مثل من این تصاویر و آیکونهای وبلاگم را نمی بینید یا اینکه آی اس پی شما سایت پرشین گیگ را ف ی ل ت ر نکرده و می بینید. در هر حال وقتی این قیافه کچل وبلاگم را می بینم کلی خنده ام می گیرد و باز میگم چه خوشگله شده امشب. من نمی دونم سایت پرشین گیگ که دیگه مال خودی هاست چه غلطی کرده که ف ی ل ت ر شده. من هرچی مثل گوسفند رعایت می کنم و دنبال قانونی جاتم ولی باز یک جای کار می لنگه... بابا... پرشین گیگ که سایت خودی و گوگولی مگولیه چرا اکولی پکولیش می کنین

باب پنجم: با این همه درد دل که بالا نوشتم به نظر شما حق ندارم وبلاگم را ماهی یک بار فقط آپ می کنم و بقیه اوقات فراغتم می رم دنبال اکولی پکولی

پانوشت اول: مدیریت محترم سایت شرکت مهاجرتی که در باب دوم پستم به آن اشاره کرده ام، کامنتی را در این پستم گذاشته که به همه دوستان توصیه می کنم آن را مطالعه نمایند تا سوتفاهم بوجود آمده، از بین برود. من تمامی نظریات ایشان را تایید می کنم، هر چند که در انتهای مطلب هم اشاره کرده ام که که بحث خائن و بیشرف نبوده است و ایشان را منزه و پاک از این مسئله می دانم. فقط با توجه اینکه در دوران کنونی از شونصد سوراخ به ملیت ما ایرانیان تهاجم می شود و اکثر قریب به اتفاق هموطنانم به اینگونه موارد بیش از حد حساس شده اند، از مدیریت محترم این سایت خواهش می کنم، در انتخاب پیام تبلیغاتی کمی دقت بیشتر مبذول فرمایند. مثلا می توانند از این پیام استفاده کنند: "ایران نباشیم، اما ایرانی بمانیم"

پانوشت دوم: حالا سوتفاهم جای خودش ولی این وسطه نمره جغرافیای من هم شد نوزده که نوشتم دومینیکن

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٢ بهمن ۱۳۸٦