پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

نحسی شب تولد

باب اول: آمدم مونیتورم را بزنم به یک کیس کامپیوتر دیگه که قرار بود درستش بکنم، همچین که کلید پاور مونیتور را زدم یک جیغ کوچولو کشید و مونیتور حیوونکی 14 اینچم سوخت.
شب سالگرد تولدم، فکر کنم قرار بود یک نحسی بهم بخوره، بجایش خورد به این مادر مرده...
احتمالا خدا در حال دادن کادوی جشن تولد هستش... فکر کنم تا چند دقیقه دیگه از اون بالا و عرش کبریایی یک 17 اینچ LCD بخوره تو فرق سرم...

امضاء
پسری تنها در خانه در شب سالگرد تولدش

باب دوم: چند سال پیش بر حسب اتفاق رفته بودم استادیوم اسبدوانی گنبد، شانس ما به اسب دوانی نرسیدیم و خردوانی برپا بود. خلاصه در جهت عقب نماندن از قافله مولتی مدیا اولین فیلم یک دقیقه ای من به حضور امت هالیوودی تقدیم می گردد. لطفا ولوم بلندگوهایتان را هم زیاد کنید. البته حجمش هم دو مگا بايته


Donkeyrace
Video sent by farhad_prv

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٢ خرداد ۱۳۸٥


ملت ترک! ملت فارس! ملت دولغوزآباد!

باب اول: در پست قبلی چند تا لینک اخبار وبلاگی را معرفی کرده بودم. گویا اکثر نویسنده های این وبلاگ ها که اغلبشان دانشجو هستند علی الحساب با خبری که در روزنامه رسالت آمده است تا چند روز آینده (ببخشید تا چند ساعت آینده) دستگیر می شوند. البته من نه قاضی هستم و نه مفتش و نمی دونم که آیا آنها واقعا صحنه گردانان اصلی بوده اند یا صحنه گردان اصلی کسانی دیگر هستند. در هر حال چون مطمئن هستم اکثر لینک های پست قبلی من در آینده نزدیک دیگر آپدیت نمی شود، چند تا وبلاگ و سایت دیگر را در ارتباط با تحولات دانشجویی اخیر معرفی می کنم. حالا خیر و شر اینکه این سایت ها چی می نویسند + خیر و شر امثال روزنامه رسالت که در نقش قاضی و مفتش از قبل حکم به گناه عده ای می دهد به من مربوط نیست ( باز دم روزنامه کیهان گرم که اول زمینه چینی می کند بعد خفت گیری می فرماید، رسالتی ها همین اول بسم الله خفت گیری فرموده اند ) در هر حال خوانندگان وبلاگم خودشان باید کله شان را کار بیندازند و ببینند حق با کدوم طرفی است.

وبلاگ دانشگاه و کوی دانشگاه
.
کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر
.
وبلاگ قئیدار (فکر کنم این آخری فیلتر شده باشد، خودتون که فیلتر زنون بلدین) ( بد نیست اضافه کنم این رفیقمان فکر کنم تجزیه طلب هم باشد و شاید هم مثل من تنها نظرش اطلاع رسانی محض بوده چون امروز یک بیانیه تجزیه طلبانه را منتشر کرده، علت این برداشتم را در باب سوم این پستم نوشته ام )

باب دوم: یک مطلب ظریفی در این قضیه حوادث آذربایجان است که بدجوری ذهن من را مشغول کرده است، اینکه کاریکاتور کشیده شده اصلا توهین آمیز نیست، بلکه آن مطلب نوشته شده مربوط به این کاریکاتور است که  بطرز زشت و زننده ای زبان ترکی را به مسخره گرفته است. حالا آیا مطلب مربوطه را هم همان کارتونیست نوشته یا نویسنده کسی دیگر است و اسمی از وی در هیج کجا نمی آید! و چوبش را مانا نیستانی می خورد. در هرحال بهتر است در صحبت ها به "مقاله توهین آمیز" اشاره شود نه "کاریکاتور توهین آمیز". بماند که آقایون بدجوری در این توهین زننده، ظرافت به خرج داده بودند تا دمشان لای تله نیفتد ( با توجه به اینکه در صفحه کودکان نگاشته شده بود و چند تا دلیل دیگر که حسش نیست توضیح بدهم ) و البته از بخت بد آنها بدجوری هم دستشان رو شد و ترک ها روزگارشان را سیاه کردند که بعید می دانم تا چند صد سال آینده هم کسی دیگر جرات بکند اینچنین به هموطنان ترک زبان توهین بنماید.

باب سوم: یک مطلب ظریف! ( چقدر تازگی ها از این کلمه "ظریف" خوشم آمده! ) دیگری هم که در همین حوادث اخیر آذربایجان برای من جالب توجه بود اینکه در بعضی از بیانیه ها از هموطنان آذربایجانی و ترک زبان با عنوان "ملت ترک" نام برده شده! یعنی از اون عبارت های ناناز! که تجزیه طلبان محترم همیشه اونجاشون را برای این عبارت پاره می کنند و آن را داد می زنند. یک چیزی مثل همون عبارت مجعول "خلیج عربی". ( خواستم چند تا لینک از این نوع بیانیه ها را که در این وانفسا منتشر شده اینجا بگذارم اما احساس کردم شاید طرف از بیسوادی این کار را کرده و درست نیست آبرویش را ببرم ) الآن هر بچه دبستانی در ایران می داند که که ملت ایران از اقوام و طوایف زیادی همچون ترک، فارس، ترکمن، بلوچ، لر، عرب و بسیاری دیگر تشکیل شده است که همه آنها را در مجموع "ملت ایران" می شناسند، و چیزی بنام "ملت ترک" و چه می دانم "ملت فارس" یا مثلا "ملت دولغوزآباد" نداریم. بماند که از نظر ناسیونالیست هایی مثل من، عربهای بحرین و ترکهای مناطق قفقاز و مردمان یکسری مناطق دیگر هم جزو ملت ایران به حساب می آیند که در سنوات گذشته و با نقشه های انگلستان و روسیه از مام میهن جدا شده اند. البته بیانیه های دیگری هم در ارتباط با این حوادث اخیر بوده که بدون غرض ورزی و موش دوانی منتشر شده که یکی دوتایش را برایتان لینکش را می گذارم. ( فکر کنم بعضی از این لینک ها هم فیلتر شده است و دوباره فیلتر زنون دارید )

بیانیه شماری از دانشجویان دانشگاه زنجان پیرامون مسائل قومیتی در کشور
.
نظر رئیس انجمن کاریکاتوریست های تبریز در مورد کاريکاتور روزنامه ايران

باب چهارم: حالا که مشغول شغل شریف لینک دادن شده ام، این دو تا لینک را هم اگر قبلا ندیده اید، ببینید: ( لطفا بعد از مشاهده این دو تای آخری لطفا ضمن حفظ روحیه و جو گیر نشدن، این کامنت دونی ما را سکس دونی نفرمایید )
.
خاطرات شما از ازدواج موقت !
.
کشف یک روستا در ایران که آدماش همه لخت تشریف دارند

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٥:٤٠ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۸ خرداد ۱۳۸٥


انرژی هسته ای، دمش گرم

باب اول: آخرین اخبار وبلاگی از حوادث کنونی دانشگاههای ایران

وبلاگ به نام انسان،عدالت و حقیقت  نویسنده عابد توانچه
.
وبلاگ نسل فردا نویسنده فواد شمس
.
وبلاگ لنگر نویسنده احمد زاهدی
.
خبرنامه امیرکبیر نویسنده انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر
.
وبلاگ صدای فردا نويسنده مرتضی اصلاحچی
.

باب دوم: قبل از سیزدهم فروردین ماه و روز طبیعت بود که خبر جالبی بر روی خروجی رسانه های داخلی قرار گرفت:
معصومه ابتکار، رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست در دوران حکومت خاتمی برنده جایزه زیست محیطی "قهرمان زمین" سازمان ملل شد.
البته همزمان به هفلش! نفر دیگر هم از مصر، اتیوپی، سنگاپور، کوبا و چند جای دیگر هم این جایزه را داده اند که ارتباط با موضوع زیر ندارد اما من احتمال می دهم که آنان نیز همچون خانم ابتکار یک گلی به سر سرزمین آباء و اجدادی شان زده اند که اینطوری جایزه گرفته اند.
بد نیست بدانید که خانم ابتکار، متولد شهرستان بهشهر در استان مازندران می باشند که در کنار یکی از پناهگاههای مهم حیات وحش ایران به نام "میانکاله" قرار دارد.
و بد نیست بدانید که پناهگاه حيات وحش ميانكاله با وسعت 68800 هكتار شامل خليج‏گرگان، شبه جزيره ميانكاله و جزيره آشوراده از جمله ذخاير بيوسفر 9گانه ايران و جزو 18 تالاب بين‏المللى مى‏باشد. ( چون از نزدیک از آن دیدن نکرده اید، یک وقت فکر نکنید که یک پارک چند هکتاری با چهارتا درخت و دو تا گربه که توش پرسه میزنند را می گویم ها )
و البته خیلی خیلی بد است که بدانید! در دوران مدیریت این خانم بر سازمان حفاظت از محیط زیست، این پناهگاه حیات وحش در اختیار عده ای سودجو قرار می گیرد که تحت عنوان طرحهای گردشگری در آن دخل و تصرف نموده اند. که آخر و عاقبت آن را خودتان می توانید حدس بزنید.
البته شرح کامل ماجرا را به نقل از سایت فردا نیوز در دی ماه سال گذشته من در وبلاگم نوشتم که خوشبختانه !!! اصلا مورد توجه حتی یکی از وبلاگ نویسان و وبلاگ خوانان هم قرار نگرفت و برو بچ انگاری بدجوری درگیر مباحث عشق و عاشقی و سکسی و سیاسی و غیره بودند که نفهمیدند چه فاجعه ای در یکی از مناطق زیست محیطی مهم ایران اتفاق افتاده است. از دیگر سو سازمان های غیردولتی هم که به انگار همگی فقط در رشته تخصصی زنان! مشغول بکار شده اند و عین قارچ سازمانهای مدافع زن و بچه است که در این چند ساله در این کشور زیاد شده است و اگر کسی نداند، فکر می کند صرب ها به کشور ما حمله کرده اند که ناموس مردم اینطوری در خطر افتاده.

در هر حال ما از این انشاء نتیجه می گیریم که:
1- احتمالا معصومه ابتکار، NOT ONLY زاده شهر بهشهر که نیست BUT ALSO شاید بوشهری باشد و جای حرف "و" با حرف "ه" در شناسنامه اش جابجا شده.
2- دبیرکل سازمان ملل برادر کوفی عنان احتمالا بوشهری و همشهری جایزه بگیرها بوده است ( با احتساب حمایت ایشان از ساخت نیروگاه اتمی در بوشهر احتمالا حتما! بوشهری است )
3- هموطنان ساکن در جنوب ایران بالاخص بوشهری های غیور، زین پس بجای تمامی واژه های  زشت و مبتذل "نفت و گاز و بنزین حتی کلمه دریا و کلا همه کلمات!" از عبارت "انرژی هسته ای، دمش گرم" استفاده نمایند.
4- یک دوره کلاسهای نهضت سوادآموزی برای کارشناسان بخش های مربوط به محیط زیست سازمان ملل به همراه نشان دادن تصاویری از گوزن و اردک و ماهی و چرنده و پرنده های دیگر توصیه می گردد.
الحاقیه بند 4: دروس تکمیلی شیمی آنهم فقط مربوط به مباحث دی اکسید کربن و اکسیژن هم تدریس شود.

دعای آخر انشاء برگرفته از کتاب الانرژیة الهسته ای فی الایران خیلی حال بیده:
به امید ساخت یک نیروگاه هسته ای در کنار ساخت و سازهای گردشگری در پناهگاه حیات وحش میانکاله و بالا رفتن کلاس ما شمالی ها جلوی این جنوبی ها.

پیام به داداشم اینا، فریبرز و فرامرز:
الاخوان المحترم، فی الیوم کلیه برنامه های ماهیگیری در میانکاله تا اطلاع ثانوی تعطیل و انشاءالله در آینده نزدیک بجای ماهیگیری قراره بریم اونجا بلیط بخریم و چرخ و فلک سوار بشیم. تازه الا کلنگ و کاترپیلار و تونل وحشت هم داره.

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۳:٥٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢ خرداد ۱۳۸٥