پسر شمالی

یادداشت هایی در باب زندگی، طنز، اجتماع، ایران، آی تی، تحقیقات بازاریابی، تبلیغات، مارمولک و پرتقال

کار ما شده همش پوزش از شما

وان- با عرض پوزش ببخشید مجدد از شما بدلیل عدم فعالیت بهینه در اینجا، بدلیل پاره ای تألمات روحی و همچنین چند تا پروژه سنگین شغلی، مغز این پسر شمالی در حاله جینگولی مینگوله می باشد و به بزرگی خودتون ببخشیدش.

تو- آهای جوونا بدادمون برسین از بس دو سه نفر به ما می گن کلمه آبدارخونه را از گل آقا کش رفتی یا فرهنگ لغتت را از ابراهیم نبوی. کم کم داره اون روی سگ من بالا میآد که چاک دهنمو بکشم و ... برای آخرین بار توضیح میدم که بنده اینجا اومدم حرف دل خودم و دوستام رو بزنم . سندی هم بهتر از نوشته هایم در اینجا ندارم. آبدارخونه را که ساروی کیجا تو دهن بنده و دوستان من انداخت. که خودتون شاهدین و این فرهنگ لغت منهم از پارسال که در سایت یاهو یک دارالترجمه را دوستان برقرار کرده بودن به ما چیز شد یعنی الهام گرفتیم از اونجا.البته جهت رفع سوءتفاهم یک میلینگی هم ما به گل آقا زدیم که مارو آدم حساب نکرد و جواب میلینگ ما را نداد. دیگه جرئت نمی کنم به ابراهیم نبوی میلینگ بزنم مبادا دیگه سکه یک پول بشیم. یک دفعه دیگه هم ببینم که نوچه پوچه های این گل آقا اینجا پیداشون بشه. قلم پاشونو می شکونم. یک نفر به این گل آقا هم بره کلید REPLY در E.MAIL را یاد بده.
تری- مطلب دیگه هم این که از موقعی که بیلینگ ما مشتری پیدا کرده، دوستانی که علاقه به ارسال ویروس برای دوستانشون دارند هم ما را بی بهره نذاشته و روزانه حداقل 20 تا ویروس در میلینگ دون پسر شمالی هست. البته IP این دوستان هم در آبدارخونه ما محفوظ خواهد بود.بسی شگفتی و بسی حیرانی که هیچکدومشون را نمیشناسم و کاری باهاشون نداشتم. حالا اگه یه روز ما اینارو ببندیم به فحش و متلک دیگه می خوان چیکار کنن. صدای جناب آقای رضا قاسمی در بیلینگ الواح شیشه ای را که این ویروس فرست ها در آوردن. وای به من . اااوووااا نفرستین دیگه مگه خودتون خانواده ندارین.

فور- مسئولین سازمان های کشاورزی هر سه استان شمالی (گل، ماز، گیل)مطلب پایین را روزی 20 بار جریمه هستن که بنویسن تا دست خطشون بهتر بشه.حالا اگه بازم وضع کشاورزی شمال ایران بهتر نشد، حداقل نامه های اداری خوش خط رد و بدل میشه.

(برگرفته از بیلینگ سانسور هرگز به قلم آقای سیاوش)
.....در ژابن نوع برنج با مشابه‌هایش در نقاط دیگر دنیا تفاوتی دارد از نظر شکل و طعم و حتی پخت آن. انواع برنج در ژاپن تعداد بیشماری را شامل می‌شود، و هنوز هم ژاپنی‌ها در پی یافتن نوع برنجی که بتواند محصول بیشتر با کیفیت بهتر بدهد، هستند. لازم به تذکر است که در ژاپن در یک هکتار بین 5 تا 6 تن برنج برداشت می‌کنند و هر ساله برنج در ژاپن مازاد بر احتیاج برداشت می‌کنند که دولت کمی از مازاد را در انبار‌ها ذخیره کرده و بقیه را به صورت کمک بلاعوض به کشور‌های دیگر(مثل کره شمالی) می‌فرستد. به همین خاطر دولت کشاورزان را موظف کرده تا در حدود 30% از اراضی خود را زیر کشت برنج قرار ندهند، تا با این سیاست قیمت برنج را در یک سطح مطلوبی نگه دارد و معمولا ژاپنی‌ها برنجی را به مصرف می‌رسانند که در همان سال برداشت شده باشد(به عبارت دیگر برنج یک ساله را مصرف می‌کنند)، و برای تازه نگه‌داشتن برنج، آن را در یخچال‌های مخصوصی نگه‌داری می‌کنند تا درصد آب و رطوبت برنج در حدود 15% باقی بماند. هر فرد ژابنی در یک سال حدود 60 کیلو برنج به طور نسبی مصرف می‌کند.....در مورد برنج حرف زیاد است. همان گونه که در کشور ما ایران نان مقدس است، برنج هم در ژاپن و شاید سیب‌زمینی در اروپا و ذرت در آفریقا و آمریکای لاتین.....

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز شنبه ۱٦ شهریور ۱۳۸۱


پوزش از جوونای محترم

با عرض پوزش ببخشید، بدلیل مسافرت و دوری از دوستان گرامی. بنده در مورخه هشتم شهریورماه به آبادی تهران عزیمت نموده و پس از انجام امور اداری و همچنین شرکت در مراسم ازدواج دو عدد جوون گل از بستگان محترم به تاریخ همین چند روز پیش از موطن دومم تهران به موطن سومم ساری عودت نمودم. پیدا کنید موطن اول به همراه پرتقال فروش را؟ فی الحال از دوری شما بسی غمین گشته و سنگ سراچه دل به الماس آب دیده سفته ام. خبرهای مسرور آمیز هم برای جوونای عزیز داریم که به قرار زیر می باشد.
1- با بعضی از مسئولین سازمانهای دولتی و غیردولتی قرار است که بنده به عنوان مشاور در بعضی امور همچون مبارزه با مواد مخدر، کودکان خیابانی و سایر آسیب های اجتماعی همکاری نمایم که در کل کشور نه بلکه در کل دنیا انشاالله ثمرات آن در آینده مشاهده خواهد گردید. و دوستانی که از نزدیک مرا می شناسند مستحضر هستند که ما را با دشمنان دانا و دوستان نادان هیچ سر الفت نباشد و در امر خیر هم حاجت استخاره ای نیست
همین جا از تمام جوونای عزیزی که دارای تخصص، تجربیات و یا حتی دارای احساسی در کمک به آسیب دیدگان اجتماعی می باشند. صمیمانه دعوت به همکاری مینمایم و خوشحال میشم که هر نوع طرح و برنامه ای در این زمینه دارند به من میلینگ بزنن. دستمزد فعالیت دوستان هم محفوظ هست.
2- فیلم زندان زنان را در آبادی تهران در سینما بهمن رؤیت نمودم که چون نقاد نمی باشم، پس نقدی نیست. فقط احساس تأسفی از وضعیت طیفی از زنان ایران در من بوجود آمد که امیدوارم در آینده اینگونه نباشد.
3- کاپوچینو هم کسی مهمونمون نکرد مجبور شدم با پسرخاله و پسر دایی خودم بریم بخوریم.
4- این دختره ساروی کیجا هم نسخه اش را پیچیدیم و چند وقتی این طرفا دیگه پیداش نمیشه که مطلب بنویسه. البته ایشون به مسافرت اسفراین رفتن و در گرد هم آیی سازمانهای غیر دولتی جوانان شرکت کرده که پیداش بشه. حتمأ نتیجه این گرد هم آیی را به اطلاع خواهم رسوند.
5- برای اولین بار هم یک خواننده را از نزدیک زیارت نمودیم که هنوز آهنگ هایش را نشنیده ام و بسی تأسف خوردم که نتونستیم باهاش رو این قضیه اختلاط کنیم. آقای علیرضا عصار را می گم. البته از 27 تا 31 شهریور ایشون به همراه آقای شهرام ناظری در شهرک توریستی نمک آبرود چالوس کنسرت دارن که قیمت بلیطش 4000 تومن هستش و اگه کسی خواست می تونه به من میلینگ بزنه تا براش بفرستم. مفتی هم نمی فرستم بیخود تو میلینگ ناز نکنین.
----------------------------------------------
فرهنگ لغت پسر شمالی:
پرتقال فروش = نوعی میوه فروش که فقط پرتقال می فروشه.

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٦:٥٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۱


پدرخوانده

1- جوونای محترم، کسی این فیلم پدرخوانده (GOD FATHER)را نداره، به ما بده نیگا کنیم؟می ترسم کر و کور و لال از دنیا بریم.
2- در آینده نزدیک خاطرات زیبایی از دوران سربازیم در زمان جنگ را برای شما می نویسم. البته اگه بعضیا که عشق الویس پریسلی دارن نرن تو فکر فیلم من و سربازی (الویس پریسلی) با اون آهنگ خوشگلش. البته این یکی فیلم رو هم ندیدم، فقط آهنگش را شنیدم.
3- راستی من روز شنبه احتمالأ تهران هستم. کسی نمی خواد منو ببینه؟
----------------------------------------------
فرهنگ لغت پسر شمالی:(آموزش خودسانسوری)
امروز یکی دیگه از کارهای خود سانسوریم را برای شما به نمایش می ذارم.امیدوارم لذت ببرید و توصیه می کنم بیشتر تمرین کنید مثل من. که یک وقت گربه شاخ تون نزنه. خوب بریم سر آموزش خودسانسوری:
سؤال: به شما می گن کرگدن کلمه مستهجنی هستش. و سنجاب هم تصویرش با عفت عمومی مغایرت داره. شما چگونه این موارد را سانسور می کنید؟
جواب: با استفاده از هیکل سنجاب، کله کرگدن را روش نصب کنید و بهش بگین: سنگدن

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٧ شهریور ۱۳۸۱


آداب بیلینگ نویسی (وبلاگ نویسی)

مقدمه ناشر: متن زیر را از صفحه سی و سوم جلد سوم کتاب (البیلینگ الپسرشمالی فی حوادث بیلینگیان) بدون هیچگونه دخل و تصرف و حتی یک اشتباه چاپی در حروف و کلمات و دستور زبان آن که از زبان های جدید و متولد شده در آبدارخونه پسر شمالی می باشد، آورده ایم. این زبان برگرفته از زبانهای فارسی، عربی، رایانه ای، فارسی دری، انجیلیسی، و اصوات مرغانی خوش الحان همچون بلبلاغ و زاغناری می باشد. البته اتصال مشترک لوله فاضلاب آبدارخونه آقای وقایع اتفاقیه با آبدارخونه پسر شمالی و همچنین بیرون روی های ایشون با آقای فرهنگ و ادب نیز بر روی ذهن ذلیل پسر شمالی اثر گذارده که بدین وسیله از هر دوی ایشان تشکر می گردد. خونندگان عزیز بیخود دنبال غلط املایی نگردند که سیزده بار متن فوق با صدای بلند برای سیزده نفر همولایتی پسر شمالی خونده شده و هیچکس اعتراضی ننموده و احسنت فرموده و خلعت داده اند.

قسمتی از متن کتاب: .....چند صباحی است که می خواهم مطلبی بنگارم در باب جمیع بیلینگ نویسان و آداب بیلینگ نویسی، تا اینکه با معرفی چند بیلینگ نویس مورد علاقه خود در شب جمعه گذشته، فرصتی دست داد که روی این مقال زوم نمایم و به صفحات دیگر دوستان غریبه!هم کله کشی و جفتک اندازی نموده و بیبیلینگ نمایم(BIBILING). تا آنجا که اطلاعات و مشاهدات بنده اجازت فرمود . جمیع نخبگان مأمور و طوطیان شکرشکن را در این وادی حیران و ویران، به حالت آویزان بررسی نمودم که به اطلاع میرسد.
شاخه اول: نرم تنان سکسی، که عجیب موجوداتی هستند دریده در اموراتی که کلاغ هم از گفتن آن شرم می نماید و به سخن خودشان در حال آموزش این ضروریات زندگی به جوونای بی تجربه می باشند. هیهات که زبان ما عاجز و کیبرد ما قاصر از نوشتار آنان است. این گروه بیلینگیان به چندین دسته مقسم شده اند که بعضی از باب HIT کانتر خود می بیلنگند و دسته ای در جست و جوی SF، BF، GFو F خالی هستند و دسته ای مرموزانه به دنبال ناشناخته های جهان که ما هم سر از کارشان در نیاوردیم که در پشت پرده آنان چه هدفی است که جوانان را نشانه رفته اند و آخرین گروهشان هم که ساده لوحانه اینجا را با مکتب خانه های آموزش دانش آموزان و زوج های جوان اشتباه گرفته اند و راه سعادت جوانان را در آموزش در یک بیلینگ عمومی می بینند، که ده سالگان و حتی هفت سالگان هموطن ما هم می توانند آن را بخوانند. که این دسته آخر از بی سیاستی و بی همتی مسئولان این قوم ایرانی بدین راه عمل می نمایند. وگر سیستوم درستی ما در ولایات خود داشته باشیم. لقمه را از گوش نخواهیم خورد که هم کر خواهیم شد و هم گشنه!
شاخه دویوم: مهره داران سیاسی، که در باب سیاست و کیاست، یکی به لاستیک و یکی به قالپاق می زنند. یکی در کنار روخدونه تایمز لندن زندگی می کند و یکی در سیبری و دسته ای هم به هر جنگلی سر میزنند و از نسل مرغان مهاجر همچو فاخته که در هر لانه ای تخمی می گذارند. که هیهات ایرانی بودن را به گمان کاتب این کتاب ارجح نمی دانند، همچون ما که در این سطور از کلمات عربی بجای فارسی معمول می نماییم. البته ما که عرب هستیم نه ایرانی! هر چند که در این شاخه هم به نظر حقیر نخبگانی سالم یافت می شوند که بجای اهتمام در آبادانی ولایت خود چاره را در سیاست ولایت خود می بینند که ما را با این دسته کاری نباشد، چه آنکه مباحثات فراوانی حادث خواهد شد و عن قریب کتاب ما را ممنوع الچاپ بنمایند.
شاخه ثالث: که با توجه به جمعیت زیاد و بویژه این اواخر بدلیل گرمی هوا و تعطیلی مدارس تولید مثل شان رو به فزونی گرفته اما اکثرأ چون اینترمولک ها (اینترنت+مارمولک) در گوشه ای از منزل و دور از چشم خانواده مخفی هستند و هر یک رجز خود را می خوانند و از تیکنولوژی روز در جهت امورات خود بهینه استفاده می نمایند، یکی خاطره می گوید و یکی شعر، یکی از مشکلات و سختی ها و یکی از خوشی ها و زیبایی ها. و مطالبشان بستگی تام و اکمل به خلق و خوی همان روزشان دارد و زیبا صحنه ای است که انسان از آفرینش بیلینگ در شگفت می ماند که این اینترمولک ها چه موجودات جالب و دوست داشتنی می باشند.پس سپاس اینترنت را و مرحبا بر مارمولک!

پاورقی: از این سه شاخه، شاخه های اول و دویوم بدلیل جذابیت های خاص خود مخاطبانی بس فراوان دارد که جمیع بیلینگ نویسان یا از همان ابتدا و یا در میانه راه به دلیل کمبود بیننده و خواننده و نظر دهنده در نهایت بدین سمت وسو سیر خواهند نمود که وامصیبتایی می باشد و فریاد این کاتب را به کهکشان خواهد برد که وای داریم اوخ می شیم.
و جماعت ثالث هم همچو ما به بی انگیزگی و دلمردگی مبتلا گشته و عن قریب کیبرد را در پستوی خانه نهان باید کرد. والسلام
----------------------------------------------
نتیجه اخلاقی:آقا کسی این دم پایی مارو ندید، می خواهیم تکذیبیه بنگاریم: بدینوسیله هرگونه ارتباط آبدارخونه پسر شمالی با آبدارخونه گل آقا تکذیب می گردد. چه آنکه آقای کیومرث صابری آبدارخونه را با (آ)حمال می نویسه و بنده با (آ)رمال. به جون شما ده ساله که گل آقا نخوندم و همینجوری نوشتم آبدارخونه. ایشالله چون من از آقای کیومرث صابری (گل آقا) حرف شنوی دارم، یک میلینگ بهش می زنم و اگر اجازت دادند منهم با (آ) حمال می نویسمش وگرنه اسم آبدارخونه ام را میزارم کاپوچینو! اگه اونا هم بهم اعتراض کردن اصلأ میزارم آبدارچینو که هم چایی بدیم و هم کاپوچینو.
----------------------------------------------
فرهنگ لغت تصویری پسر شمالی :(همراه با آموزش خودسانسوری!)

  
نویسنده : پسر شمالی ; ساعت ٥:٠٩ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ شهریور ۱۳۸۱